شورای راهبری

سلام جناب  آقای ف

 

با سلام :

 

مدتها بود که می خواستم  موضوعی رو بعرض جنابعالی  برسونم  ولی فرصت نشد

 

برای اطلاع جنابعالی  باید عرض کنم که مدتهاست که گرید شناوری که قرار بوده بگیرم  از طرف امور اداری معلق مانده و آقای محمدی اظهار داشتند که مدیریت ( اعتمادی ) دستور این کار را داده است . با آقای اعتمادی صحبت کردم ایشان گفتند که تصمیم شورای راهبری بوده ...

منکه اصلا از وجود این شورای راهبری بی اطلاع بودم و نمی دونستم کی هستن !  ولی وقتی اسامی اونا رو پیدا کردم متوجه شدم هر دوی این آقایون خودشون عضو شورای راهبردی هستن !!

اینجور سنگ قلاب کردن کارکنان کار درستی نیست ! این نشونه ضعف و ترسو بودن یه مدیره که وقتی مشکلی رو بهش ارجاع میدن خودش رو کنار بکشه و تقصیر رو گردن یکی دیگه بندازه

منکه نمی دونم این شورای راهبردی کارش چیه ؟ ولی هر چی هست با این عملکردی که من ازشون دیدم نه تنها هیچ راهی رو به هیچ جایی نمی برن  راههای باز رو هم مسدود می کنن !

 

این شورا  ظاهرا کارش اینه که دستور بده گرید دیگران رو توقیف کنند و کارشون بگیر و ببنده ... 

ضمن اینکه یکی دوسالی هم هست که  یوزر نیم پاسورد کامپیوترم رو هم بستند و من مجبورم با اسم افراد دیگه مطالبم رو بنویسم و با کامپیوتر کار کنم ؟

 این جور کارهای ایذایی و کارشکنی ها در مورد کارکنان روش  درست نیست . من حتی اگه مرتکب تخلفی هم شدم دلیلی نداره که موضوعات بی ربط رو به هم ربط بدن ...

تخلیه نکردن  کانکس مسکونی یا هر کار دیگری  چه ربطی به گرید و بستن رمز ورودی کامپیوتر داره ؟!

 

اون افرادی که توی شورای راهبری نشستن حقوق می گیرن که کار شرکت و کارکنان رو راه بندازن ...نه اینکه کارشون خرابکاری و کارشکنی باشه ...

البته با عرض معذرت فراوان از شما ،  من هیچکدوم از اونا رو داخل آدم  هم حساب نمی کنم  که بخوام مشکلم رو بهشون بگم ..  چون در عمل  برام  ثابت شد که  اینها ؛ کار راه انداز نیستن و نیت درستی ندارن ...بگذریم که اغلب اینها صلاحیت پست هایی  رو که اشغال کردن رو هم  ندارن  و حالا که کار مفیدی برای شرکت انجام نمیدن  ... حداقل کارشکنی و سنگ اندازی رو کنار بذارن

 

من بخاطر دوستی قدیمی  که با شما دارم ازتون می خوام تواین شورای به اصطلاح  راهبردی ! موضوع رو مطرح کنین و مشکل منو حل کنین .

این کمترین حق من تو این شرکتی که یه یمن بی لیاقتی همین  آقایون پایمال و ضایع شده

 

نمی خوام کار به شکایت و اینجور چیزها بکشه ...

 

14 دیماه 1395

 

   + مد توک - ۱:٢٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٩ دی ،۱۳٩٥

همایش دوچرخه سواری جمعه 10 دیماه 1395

همایش دوچرخه سواری جمعه 10 دیماه 1395

 

جمعه 10 دیماه 1395 یک دوره همایش  دوچرخه سواری از طرف شرکت پتروشیمی بندرامام برای کارکنان و فرزندان پسر آنها برگزار شد.در پایان برنامه هم به قید قرعه به عده ای از شرکت کنندگان جوایزی داده شد.

درمورد این همایش چند نکته قابل توجه بود که در زیر به آنها اشاره می کنم :

مسیر دوچرخه سواری

مسیر بیش از اندازه کوتاه بود و در مجموع شاید دو کیلومتر هم نشد. در صورتیکه باید مسیر طولانی تر باشد و بهتر بود با عبور از هزار واحدی به سمت پارک ارم ادامه پیدا می کرد .

همایش :

وقتی صحبت از همایش می شود باید همگان اعم از مرد و زن  در آن شرکت کنند و اینکه برای دختران و زنان امکان شرکت وجود نداشت قابل توجیه نیست . ضمنا  بچه های باید جدا از بزرگسالان در این گونه برنامه ها شرکت کنند و برای خودشان برنامه مجزایی داشته باشند . ترکیب افراد بزرگسال و خردسال ؛ چندان خوشایند نیست !

مسابقه

بهتر است در این مواقع مسابقه ای هم بین عده ای که دوطلب هستند انجام گیرد یا اساساً بجای همایش ،  بهتر است که مسابقه دوچرخه سواری برگزار شود. تا افراد با بخش های مختلف مسابقه دوچرخه سواری نظیر دانهیل و کراس کانتری و BMX و تریال هم آشنا شوند و تبحر پیدا کنند.

جایزه

با توجه به امکاناتی که شرکت دارد باید به همه شرکت کنندگان هدایایی داده شود مگر اینکه مسابقه انجام شود تا به بهترین ها جایزه بدهند. و هزینه بیشتری برای خرید جایزه های نفیس تر در نظر گرفته شود تا انگیزه کارکنان برای شرکت در این برنامه ها بیشتر شود

 ...............10 دیماه 1395 – ممکو

   + مد توک - ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۱ دی ،۱۳٩٥

بیسوادی کارکنان یا مدیران ؟!

 

جناب آقای رئیس تعمیرات و سرپرست شرکت تعمیراتی خدماتی  خوارزمی  در پاسخ به پرسش و ایراد یکی از شرکت کنندگان در کنفرانس که گفته بودند مسئولین به حرفهای ما گوش نمی دهند و کار خود را می کنند گفتند :

بله این بخاطر بی آگاهی و بیسوادی خود شماست! چون اگر شما به موضوع احاطه داشته باشید!  با دلایل و استدلال می توانید مدیران را قانع کنید که مثلا فلان کار را انجام دهند !

البته این توجیه برای بی توجهی مدیران به نظرات و پیشنهادهای کارکنان مصداق همان عذر بدتر از گناه است ... و بنظرمن  ایشان موضوع را دقیقاً وارونه بیان کردند .  چون در واقع  این بیسوادی و ناآگاهی مدیران و مسئولان است که باعث می شود آنها حتی در برابر پیشنهادها و توصیه هایی که از طرف کارکنان می شود یا مقاومت کرده و جبهه بگیرند و یا اصلا توجه نکرده و حرفهای کارکنان  را نادیده بگیرند .

یک مدیر خوب باید بداند که هر چقدر هم با سواد و آگاه باشد بازهم  نیازمند توصیه ها و رهنمودهایی است که از طرف کارکنان داده می شود . مدیر خوب باید برای زیردستان و کارمندانش ارزش قائل شود به حرفها و نظرات آنها گوش دهد و مستبد و خود رای نباشد.

 شوربختانه ما در خیلی از زمینه ها و نیز در حیطه مسائل فنی هم با نوعی استبداد و دیکتاتوری مواجه هستیم  آنهم در عصری که مدیریت مشارکتی معمول شده است و یکی از روشهای بهره ور کردن سازمان ها همین مشارکت کارکنان در همه کارها و تصمیم گیری هاست. ولی در اینجا همچنان  اغلب مدیران و مسئولین  خود را قدرت بلامنازع می دانند که گوششان به حرف کسی بدهکار نیست و کار خودشان را می کنند!

 این خودرایی و خودبینی  حتی برای مدیران با سواد و آگاه هم  خیلی خطرناک است تا چه رسد به این مدیرانی که بدون دانش و آگاهی پست های حساس فنی و خدماتی را اشغال کرده اند و نه تنها برای سیستم مفید نیستند بلکه حتی گاهی  وجود آنها مانع پیشرفت کارها می شود ...  چون اغلب با تصمیمات غلط و نیز مخالفت کردن به طرح های سازنده سبب می شوند سازمان مسیر درستی را طی نکند و به بیراهه برود .

اساساً یکی از علل مهم در شکست شرکت ها و موسسات دولتی  (غیر از کارکنانی که تعهد و وجدان کاری ندارند)  وجود همین مدیران انتصابی است که با عملکرد غلط خود  بالاترین ضربه را به سازمان می زنند.

مثلا شرکتی چون خوارزمی که عنوانش  تعمیراتی خدماتی است .  در رده های بالا نیاز به افرادی دارد که با همه جنبه های فنی و زیر مجموعه های آن آشنا باشند  و اطلاعات دقیق و کاملی هم در زمینه خدمات و مسائل رفاهی داشته باشند

1-      کارگاه مرکزی ( با همه بخش های مختلفش جوشکاری و تراشکاری و ولوشاپ ... و مبدل ها )

2-      سرویس های تعمیراتی ( حمل و نقل و تعمیرات سنگین و عایق بندی و رنگ و سندبلاست )

3-      اداره برق و کارگاه برق

4-      اداره تهویه

5-      ابزار دقیق

و نیز بخش های خدماتی که شامل :

1-      مجموعه رستورانهای چندگانه

2-      هتلها و مهمانسراها

3-      استخر و سونا

4-      سینما و آمفی تئاتر

5-      سالن های ورزشی چند منظوره

6-      اموز منازل

 

حالا پرسش من این است که آیا کسی که خود را متصدی چنین سمتی می کند با همه این بخش ها آشنایی دارد ؟ خب اگر آگاهی و دانش لازم را ندارد چرا باید سرپرستی یا ریاست چنین شرکتی را قبول کند ؟

 

همه عیب خلق دیدن نه مروت است و مردی

نگهی به خویشتن کن که تو هم گناه داری ...

 

..............24  آذرماه 1395

 

 

   + مد توک - ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٤ آذر ،۱۳٩٥

موضوع : صدور مجور رانندگی

بنام خدا

 

ریاست محترم ایمنی و آتش نشانی مجتمع

موضوع : صدور مجور رانندگی

به اطلاع جنابعالی می رسانم که چندی پیش تقاضایی جهت دریافت مجوز رانندگی به اداره ایمنی نوشتم. بعد از مدتها مدارک را پس دادند و گفتند که مجوز فقط به کسانی داده می شود که خودرویی بنام آنها باشد !

برای من مشخص نشد که

1-      اولا  این قانون را چه کسی و با چه استدلالی وضع کرده است ؟ با این حساب راهنمایی و رانندگی هم فقط باید به کسانی که مالک خودرو هستند گواهینامه رانندگی بدهد !

2-      ثانیا فرض کنید بنا ضرورت لازم بود که یکی از نفرات شرکتی از خودرو استفاده کند. چکار باید کرد ؟

چرا با این رفتار غیر منطقی ، افراد را تشویق به قانون شکنی می کنید؟

برای اینجانب با سابقه طولانی کار در شرکت  و در شرایطی که  25 سال پیش بدون اینکه خودرویی بنامم باشد مجوز رانندگی داشته ام بسی جای تاسف است که  بعد از این همه مدت اینگونه توهین آمیز با کارکنان قدیمی رفتار می کنند و در شرکتی که هر پیمانکار متفرقه و بی نام و نشانی  که خودرویی را وارد شرکت کرده دارای مجوز رانندگی است ... ولی برای  کارکنان رسمی و قدیمی شرکت که حق اشان است. مجوز رانندگی صادر نمی شود ؟!

لطفا دستور فرمائید ضمن رسیدگی به موضوع در اسرع وقت برای اینجانب پرمیت رانندگی صادر شود .

4 مهرماه 1395

   + مد توک - ٢:٠٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٥ مهر ،۱۳٩٥

واگذاری منرل سازمانی

 

بنام خدا

به : مدیر عامل محترم شرکت پتروشیمی بندرامام   

با سلام  :   

موضوع : واگذاری منرل سازمانی                               22/06/1395

بدینوسیله  باستحضار جنابعالی می رسانم که  اینجانب با وجود 27 سال سابقه کار همچنان در یک ک  مخروبه در شهرک ممکو زندگی می کنم . بارها تقاضای مسکن سازمانی کرده ام ولی مسئولین اظهار می دارند که به افراد مجرد منزل سازمانی تعلق نمی گیرد!

این در حالی است که هیچ قانونی که چنین منعی را بیان کرده باشد وجود ندارد و این آقایان بر اساس فانون نانوشته ای که خود تعیین کرده اند عمل می کنند و تاسف انگیز تر و قابل تامل تر اینکه به همین قانون من درآوردی خود هم پای بند نیستند و به دهها نفر از افراد مجرد اعم از زن و مرد خانه سازمانی واگذار شده است که می توانید فهرست آن را از امور منازل استعلام کنید. تاسف انگیز تر اینکه در حال حاضر به اشخاص غیر شرکتی که هیچگونه حقی ندارند در شهرک ممکو خانه سازمانی واگذار شده است

ولی منکه سالها در شرکت خدمت کرده ام از داشتن مسکن مناسب محروم مانده ام و این در حالی است که دهها واحد مسکونی شرکتی در شهرک ممکو  بطور غیرقانونی و از طریق رابطه به افراد غیر شرکتی و کسانی که مطلقاً  استحقاق گرفتن این واحدها را نداشته اند از مستخدم مدرسه گرفته تا خادم مسجد!  واگذار شده است ! این همه بی عدالتی غیرقابل تحمل است.

چندی پیش در جریان اخطاری که برای تخلیه کانکس به اینجانب داده بودند این موضوع را دوباره مطرح کردم و در پاسخ قول دادند که به شما خانه می دهیم ولی هیچ اقدامی صورت نگرفته است.

با توجه به اینکه در تاریخ 3/7/95  مستغلات در اطلاعیه مسکن 33 فهرست 6 تا از منازل واقع در شهرکت ممکو شامل ویلایی و آپارتمانی قدیم و جدید را برای واگذاری  اعلام کرده است . مستدعی است دستور فرمائید طبق مقررات یکی از این خانه های ویلایی به اینجانب واگذار شود .  31 فروردین ماه 1395

 

 

   + مد توک - ٢:٠٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٥ مهر ،۱۳٩٥

پیشنهادهایی برای رستوران شرکت

پیشنهادهایی برای رستوران شرکت

 

 

 در سایت پونه که برای رزرو غذاست محلی برای پیشنهاد وجود داره که من چند خطی نوشتم ولی ارسال نشد ! ظاهرا این بخش غیر فعاله و فقط فرمالیته است

این شد که اونو طبق معمول گذاشتم روی شبکه شاید گوش شنوایی در جایی برای شنیدن آن باشه ....!

 

 

 

دسر باید از میوه های فصل باشد و تنوع هم رعایت شود مناسفانه مشاهد ه می شود که خیلی از اوقات بجای میوه دلسترو یا حتی بدتر از آن ژله داده می شود که همه اینها حاوی ترکیبات مصنوعی و مواد افزودنی هستند بویژه ژله که حاوی رنگهای مصنوعی و افزودنی ها ست و برای بدن ضرر دارد . ضمن اینکه لزومی ندارد در فصل تابستان که اوچ میوه هاست میوه را با چیز دیگری جایگزین کنید

مضاف بر آن کیفیت میوه ها خوب نیست وزن میوه ای که باید به هر فرد داده شود مشخص نیست گاهی یه دائه شلیل یا هلو بعنوان میوه داده می شود که گاهی دو دانه و دانه ها هم ریز و درشت دارند ! که این باید همگون باشد .

تنوع میوه ها کم است کاملا واضح است که مامور خرید میوه هایی را می خرد که در بازار قیمت پاینن تری دارند

 کیفیت میوه ای که داده می شود خوب نیست بارها هندوانه ای که سرو شده است بی کیفیت وبی مزه بوده است

موزها اغلب کوچیک و بی کیفیت هستند .

شلیل و کیوی و  هلو ها اغلب سفت و غیر قابل استفاده انتد

شسشتوی میوه ها درست  انجام نمی گیرد

جای سبزی خورئن ئر منوی غذایی خالی است

غذاها تنوع لازم را ندارند و حول و حوش سه چهار قلم تکراری می چرخند

سرویس های روی میز کثیف و. ناقص است گاهی آبلیمو هست گاهی سرکه گاهی چیزی نیست ! لازم است سیر پوست کننده روی میزها وجود داشته باشد

 

 

 

   + مد توک - ٦:٠٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢ شهریور ،۱۳٩٥

: تعویق گرید شناور

بنام خدا

به
: سرپرست محترم ….

موضوع
: تعویق گرید شناور

با
سلام 
:                                                                       
31/01/1395

خواهشمندم
که نامه شکایت مرا به ریاست محترم اداره کار و روابط اجتماعی ارجاع دهید

بدینوسیله
 باستحضار جنابعالی می رسانم که  چندین سال است که  امور اداری  گرید
شناور اینجانب را همچنان معلق نگه داشته است .

در
صحبتی که مدتها پیش  با رئیس امور اداری
 داشتم ایشان اظهار  بی اطلاعی کرده و
مرا به مدیرعامل خوارزمی ارجاع دادند

بعد
از مدتها که بالاخره موفق به دیدار مدیر عامل شدم ایشان اظهار داشتند که مشکل تعویق
 گرید بخاطر این است که شما کانکس واقع در
شهرک  را تخلیه نکرده اید ! و با حراست مشکل دارید !

پرسش
من از جنابعالی و بقیه مسئولینی که چنین تصمیم غیر منطقی و غیر قابل توجیهی را
گرفته اند این است که گرید و رتبه شخصی افراد که بر اساس سابقه کاری و شایستگی های
آن ها بر طبق مقررات شرکت به افراد  داده
می شود چه ربطی به مسئله سکونت و کانکس  و
حراست و موضوعاتی  از این قبیل دارد ؟!
 

آیا
اتخاذ چنین تصمیمی وجهه قانونی دارد ؟!

 (
مضاف بر اینکه اینجانب با وجود سابقه کاری طولانی  سالهاست که از داشتن مسکن
مناسب محروم مانده ام و این خود اجحاف بزرگتری است که در حق بنده  روا داشته اند و این در حالی است که دهها واحد
مسکونی شرکتی در شهرک ممکو را بطور غیرقانونی و از طریق رابطه به افراد غیر شرکتی
و کسانی که  مطلقاً استحقاق گرفتن این
واحدها را نداشته اند واگذار کرده اند !)

بنده
طی سالهای   گذشته، چندین نامه برای
مقامات مسئول  و از جمله مدیر عامل شرکت  خوارزمی فرستاده ام و از ایشان
درخواست کرده ام که مسئله گرید  اینجانب را
حل نمایند .  ولی با گذشت بیش از دو سال و حتی با وجود تاکیدی که رئیس واحد
بانک ماشین آلات بطور کتبی  در این
مورد  کرده اند  هیچ کاری در این زمینه صورت نگرفته است و
متاسفانه  مشکلم همچنان لاینحل باقی مانده است .

مستدعی
است از تصمیم گیرندگان پرسیده شود که موضوع رتبه شخصی و گرید چه ربطی به مسائل
شخصی و بیرون از شرکت دارد و این چه  بی عدالتی و ظلمی است که در حق کارکنان
روا می دارند ؟!

ضمنا
تقاضا دارم مساعدت نموده و به امور اداری دستور دهید که موضوع گرید  مرا در
اسرع وقت حل نمایند . در غیر اینصورت نامه را به دیوان عدالت اداری خواهم فرستاد!

مردادماه 1395

 

 

   + مد توک - ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٧ امرداد ،۱۳٩٥

طرحهای ناکارآمد :

طرحهای ناکارآمد :

 

یک طرح یا پروژه  وقتی کار آمد ومفید است که قبل از اجرای ان همه جوانب قضیه را بسنجند و مطالعات لازم در مورد آن را انجام  دهند و بعد دست بکار شوند .

 اصلا این یک قانون کلی در اجرای همه پروژ ه ها ست در قدیم هم همان اجداد ما در ضرب المثل هایشان می گفتند : ده بار گز کن یک بار پاره کن !

 

 که اشاره به همین موضوع دارد . شما ببینید وقتی در زمان شاه می خواستند طرح بزرگی مثل پتروشیمی ایران و ژاپن را به اجرا در آورند سالها مطالعات تفضیلی و فنی وکار شناسانه روی موضوع انجام دادند حالا کار نداریم که گاهی ان مطالعات هم خیلی زمان بر بود و بسیار به طول می انجامید بهر حال ؛ کار حساب شده تر صورت می گرفت .

 

اما حال چی ؟ چند سال است که  یک پل در تقاطع جاده ماهشهر – سربندر به جاده پتروشیمی ایران ژاپن احداث کردند از همان ابتدای کار معلوم بود که این پل نقائص فراوانی دارد .

 اولا این پل را باید با کسب موافقت وزارت راه بر روی جاده اصلی احداث می کردند تا ترافیک جاده اصلی را بتواند برطرف کند

بعد هم پلی با این عرض کم و قوس زیاد که تا به بالای آن نرسی قادر به دیدن مسیر مقابل نیستی ! فقط می تواند حاصل کار مغز معیوب یک ادم بی دانش باشد .

البته همه این خرابکاری ها و طرحهای نابسامان را نمی توان به حساب نادانی گذاشت اغلب انها حاصل سود جویی  عده ای پیمانکار خصوصی ومدیر دولتی هستند که حاضرند برا ی پر کردن جیب خودشان حتی جان انسانها را هم به خطر بیندازند .

 

 کسانی که هر روزه از روی این پل عبور می کنند  شاهد هستند که حوالی ساعت 7 تا 8 چه ترافیک سنگینی در این محل وجود دارد و روزی نیست که روی این پل و یا در حواشی آن تصادفی صورت نگیرد !

سوال این است که آیا نمی شد این پل را عریض تر و طولانی تر می ساختند تا این مشکل پیش نمی آمد ؟

 تازه مشکل برخورد با ریل راه اهن هم وجود دارد که همچنان لاینحل باقی مانده است .

 

 یعنی وجود دهها شرکت پتروشیمی بزرگ وکوچک در این محل و حجم بالای در امدی که دارند این ارزش را نداشت که هزینه بیشتری صرف کنند وکنترل بهتری بر انجام کار داشته باشند ؟

 این کار اگر اسم اش خیانت نیست پس چیست ؟ خیانت از این بالا تر که با جان و مال مردم بازی کنید؟

پارکینگ ماشینهای  شخصی در پتروشیمی ایران و ژاپن :

 

مدتها که از پارکینگ خبری نبود بعد از اینکه ماشین تعدادی از کارکنان را از جلوی شرکت به سرقت بردند وسر و صدای عده ای بلند شد بالاخره تصمیم گرفتند پارکینگی بسازند این همه پول خرج کردند ببینید چه چیزی  ساخته اند از همین الان سریع ظرفیت پارکینگ پر می شود شما مجبورید زودتر بیائید تا بتوانید جایی برای پارک پیدا کنید !

یعنی اصلا در نظر نگرفته اند که ممکن چه تعداد ماشین در جلوی شرکت پارک شود .حالا فرض کنید فردا دهها نفر دیگر هم که در شرکت کار می کنند ماشین بخرند وبخواهند با ماشین های خودشان سر کار بیایند چکار باید کرد ؟

ترمینال اتوبوسها :

 از اوایل تاسیس شرکت همین سایه بانی که بصورت موقت در زمان ژاپنی ها درست کرده بودند بعنوان پارکینگ مورد استفاده بود چقدر گرما درتابستان وسرما در زمستان ؛ کارکنان را اذیت کرد تا اندک بارانی می بارید تمام محل پارکینگ پر از آب می شد و روشنایی درست وحسابی هم نداشت

 

این همه انتقاد کردند تا بالاخره آقایان اقدام به ساخت پارکینگ کردند آنهم این پارکینگ مزخرف با آن نقشه مسخره ای که دارد که معلوم نیست از مغز علیل کدام آدم بی استعدادی بیرون امده است این همه پول خرج کردند ولی وضع حتی از قبل هم بدتر شده است چون کلی هم  کارکنان باید پیاده روی  کنند تا به محل کارت ساعت برسند .

صبح اینقدر وضع به هم ریخته است که حد ندارد  یک عده پیاده می شوند یک عده میان اتوبوس ها وول می خورند اصلا معلوم نیست کجا پیاده رو است کجا سواره رو ؟

 

سر در  ورودی  دروازه یک :

 

یکی از خطرناک ترین محلهای ورود به شرکت همین دروازه اول است که باید همان کاری که در مورد پتروشیمی اراک انجام دادند اینجا هم بکنند و در تقاطع با جاده اصلی پل بزنند حتی می توانستند این پل را به منطقه ویژه هم وصل کنند تا بخشی از بار ترافیکی ان را هم جابجا کند .

 بجای ان دارند کلی هزینه بیخود صرف می کنند تا یک دروازه بی خاصیت درابتدای این ورودی بسازند که فقط کاربرد نمایشی دارد !

فقط هدر دادن بودجه بدون توجه به نیازها ومشکلاتی که کارکنان و شرکت دارند !

بگذریم از اینکه مدتها است کار احداث این دروازه طول کشیده هنوز هم تمام نشده است .

 

فنس های اطراف واحدها :

 خدا می داند چقدر پول هدر دادند تا اطراف تمام واحد های شرکت را حصار بکشند بعد که فهمیدند این کار چقدر احمقانه و حتی خطر افرین است چون هنگام بروز حادثه کارکنان امکانی برای فرار ندارند همه این حصار ها را جمع آوری کردند .

مثلا ایجاد فضای سبز :

آنهایی که سالهای اوایل دهه 50 را به یاد دارند به خوبی می دانند چه میزان خاک از مناطق مختلف حمل شد وبه محل فعلی پتروشیمی ایران ژاپن آورده شد و چقدر هزینه صرف شد تا این بخش که در مجاورت دریا قرار دارد خاکریزی شود . حالا شما  ببینید مجتمعی که  هر بابت خاکریزی هر  متر آن  این همه پول خرج شده : بجای اینکه واحد صنعتی جدید ی احداث کنند یا مجموعه ای  متناسب و سود آور ساخته شود  زمینهای آن را گرفته و تبدیل به فضای سبز وچمن ودرخت کرده اند انهم با هزینه های گزاف .

درست مثل این است که شما بروید در گرانترین قسمت شهر بجای ساخت بنا های تجاری ومسکونی ، گندم بکارید یا کشاورزی کنید !

 ادامه دارد ...

 

...............این مطلب نزدیک به ده سال پیش نوشته شده است !

   + مد توک - ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٠ خرداد ،۱۳٩٥
← صفحه بعد