: تعویق گرید شناور

بنام خدا

به
: سرپرست محترم ….

موضوع
: تعویق گرید شناور

با
سلام 
:                                                                       
31/01/1395

خواهشمندم
که نامه شکایت مرا به ریاست محترم اداره کار و روابط اجتماعی ارجاع دهید

بدینوسیله
 باستحضار جنابعالی می رسانم که  چندین سال است که  امور اداری  گرید
شناور اینجانب را همچنان معلق نگه داشته است .

در
صحبتی که مدتها پیش  با رئیس امور اداری
 داشتم ایشان اظهار  بی اطلاعی کرده و
مرا به مدیرعامل خوارزمی ارجاع دادند

بعد
از مدتها که بالاخره موفق به دیدار مدیر عامل شدم ایشان اظهار داشتند که مشکل تعویق
 گرید بخاطر این است که شما کانکس واقع در
شهرک  را تخلیه نکرده اید ! و با حراست مشکل دارید !

پرسش
من از جنابعالی و بقیه مسئولینی که چنین تصمیم غیر منطقی و غیر قابل توجیهی را
گرفته اند این است که گرید و رتبه شخصی افراد که بر اساس سابقه کاری و شایستگی های
آن ها بر طبق مقررات شرکت به افراد  داده
می شود چه ربطی به مسئله سکونت و کانکس  و
حراست و موضوعاتی  از این قبیل دارد ؟!
 

آیا
اتخاذ چنین تصمیمی وجهه قانونی دارد ؟!

 (
مضاف بر اینکه اینجانب با وجود سابقه کاری طولانی  سالهاست که از داشتن مسکن
مناسب محروم مانده ام و این خود اجحاف بزرگتری است که در حق بنده  روا داشته اند و این در حالی است که دهها واحد
مسکونی شرکتی در شهرک ممکو را بطور غیرقانونی و از طریق رابطه به افراد غیر شرکتی
و کسانی که  مطلقاً استحقاق گرفتن این
واحدها را نداشته اند واگذار کرده اند !)

بنده
طی سالهای   گذشته، چندین نامه برای
مقامات مسئول  و از جمله مدیر عامل شرکت  خوارزمی فرستاده ام و از ایشان
درخواست کرده ام که مسئله گرید  اینجانب را
حل نمایند .  ولی با گذشت بیش از دو سال و حتی با وجود تاکیدی که رئیس واحد
بانک ماشین آلات بطور کتبی  در این
مورد  کرده اند  هیچ کاری در این زمینه صورت نگرفته است و
متاسفانه  مشکلم همچنان لاینحل باقی مانده است .

مستدعی
است از تصمیم گیرندگان پرسیده شود که موضوع رتبه شخصی و گرید چه ربطی به مسائل
شخصی و بیرون از شرکت دارد و این چه  بی عدالتی و ظلمی است که در حق کارکنان
روا می دارند ؟!

ضمنا
تقاضا دارم مساعدت نموده و به امور اداری دستور دهید که موضوع گرید  مرا در
اسرع وقت حل نمایند . در غیر اینصورت نامه را به دیوان عدالت اداری خواهم فرستاد!

مردادماه 1395

 

 

   + مد توک - ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٧ امرداد ،۱۳٩٥

طرحهای ناکارآمد :

طرحهای ناکارآمد :

 

یک طرح یا پروژه  وقتی کار آمد ومفید است که قبل از اجرای ان همه جوانب قضیه را بسنجند و مطالعات لازم در مورد آن را انجام  دهند و بعد دست بکار شوند .

 اصلا این یک قانون کلی در اجرای همه پروژ ه ها ست در قدیم هم همان اجداد ما در ضرب المثل هایشان می گفتند : ده بار گز کن یک بار پاره کن !

 

 که اشاره به همین موضوع دارد . شما ببینید وقتی در زمان شاه می خواستند طرح بزرگی مثل پتروشیمی ایران و ژاپن را به اجرا در آورند سالها مطالعات تفضیلی و فنی وکار شناسانه روی موضوع انجام دادند حالا کار نداریم که گاهی ان مطالعات هم خیلی زمان بر بود و بسیار به طول می انجامید بهر حال ؛ کار حساب شده تر صورت می گرفت .

 

اما حال چی ؟ چند سال است که  یک پل در تقاطع جاده ماهشهر – سربندر به جاده پتروشیمی ایران ژاپن احداث کردند از همان ابتدای کار معلوم بود که این پل نقائص فراوانی دارد .

 اولا این پل را باید با کسب موافقت وزارت راه بر روی جاده اصلی احداث می کردند تا ترافیک جاده اصلی را بتواند برطرف کند

بعد هم پلی با این عرض کم و قوس زیاد که تا به بالای آن نرسی قادر به دیدن مسیر مقابل نیستی ! فقط می تواند حاصل کار مغز معیوب یک ادم بی دانش باشد .

البته همه این خرابکاری ها و طرحهای نابسامان را نمی توان به حساب نادانی گذاشت اغلب انها حاصل سود جویی  عده ای پیمانکار خصوصی ومدیر دولتی هستند که حاضرند برا ی پر کردن جیب خودشان حتی جان انسانها را هم به خطر بیندازند .

 

 کسانی که هر روزه از روی این پل عبور می کنند  شاهد هستند که حوالی ساعت 7 تا 8 چه ترافیک سنگینی در این محل وجود دارد و روزی نیست که روی این پل و یا در حواشی آن تصادفی صورت نگیرد !

سوال این است که آیا نمی شد این پل را عریض تر و طولانی تر می ساختند تا این مشکل پیش نمی آمد ؟

 تازه مشکل برخورد با ریل راه اهن هم وجود دارد که همچنان لاینحل باقی مانده است .

 

 یعنی وجود دهها شرکت پتروشیمی بزرگ وکوچک در این محل و حجم بالای در امدی که دارند این ارزش را نداشت که هزینه بیشتری صرف کنند وکنترل بهتری بر انجام کار داشته باشند ؟

 این کار اگر اسم اش خیانت نیست پس چیست ؟ خیانت از این بالا تر که با جان و مال مردم بازی کنید؟

پارکینگ ماشینهای  شخصی در پتروشیمی ایران و ژاپن :

 

مدتها که از پارکینگ خبری نبود بعد از اینکه ماشین تعدادی از کارکنان را از جلوی شرکت به سرقت بردند وسر و صدای عده ای بلند شد بالاخره تصمیم گرفتند پارکینگی بسازند این همه پول خرج کردند ببینید چه چیزی  ساخته اند از همین الان سریع ظرفیت پارکینگ پر می شود شما مجبورید زودتر بیائید تا بتوانید جایی برای پارک پیدا کنید !

یعنی اصلا در نظر نگرفته اند که ممکن چه تعداد ماشین در جلوی شرکت پارک شود .حالا فرض کنید فردا دهها نفر دیگر هم که در شرکت کار می کنند ماشین بخرند وبخواهند با ماشین های خودشان سر کار بیایند چکار باید کرد ؟

ترمینال اتوبوسها :

 از اوایل تاسیس شرکت همین سایه بانی که بصورت موقت در زمان ژاپنی ها درست کرده بودند بعنوان پارکینگ مورد استفاده بود چقدر گرما درتابستان وسرما در زمستان ؛ کارکنان را اذیت کرد تا اندک بارانی می بارید تمام محل پارکینگ پر از آب می شد و روشنایی درست وحسابی هم نداشت

 

این همه انتقاد کردند تا بالاخره آقایان اقدام به ساخت پارکینگ کردند آنهم این پارکینگ مزخرف با آن نقشه مسخره ای که دارد که معلوم نیست از مغز علیل کدام آدم بی استعدادی بیرون امده است این همه پول خرج کردند ولی وضع حتی از قبل هم بدتر شده است چون کلی هم  کارکنان باید پیاده روی  کنند تا به محل کارت ساعت برسند .

صبح اینقدر وضع به هم ریخته است که حد ندارد  یک عده پیاده می شوند یک عده میان اتوبوس ها وول می خورند اصلا معلوم نیست کجا پیاده رو است کجا سواره رو ؟

 

سر در  ورودی  دروازه یک :

 

یکی از خطرناک ترین محلهای ورود به شرکت همین دروازه اول است که باید همان کاری که در مورد پتروشیمی اراک انجام دادند اینجا هم بکنند و در تقاطع با جاده اصلی پل بزنند حتی می توانستند این پل را به منطقه ویژه هم وصل کنند تا بخشی از بار ترافیکی ان را هم جابجا کند .

 بجای ان دارند کلی هزینه بیخود صرف می کنند تا یک دروازه بی خاصیت درابتدای این ورودی بسازند که فقط کاربرد نمایشی دارد !

فقط هدر دادن بودجه بدون توجه به نیازها ومشکلاتی که کارکنان و شرکت دارند !

بگذریم از اینکه مدتها است کار احداث این دروازه طول کشیده هنوز هم تمام نشده است .

 

فنس های اطراف واحدها :

 خدا می داند چقدر پول هدر دادند تا اطراف تمام واحد های شرکت را حصار بکشند بعد که فهمیدند این کار چقدر احمقانه و حتی خطر افرین است چون هنگام بروز حادثه کارکنان امکانی برای فرار ندارند همه این حصار ها را جمع آوری کردند .

مثلا ایجاد فضای سبز :

آنهایی که سالهای اوایل دهه 50 را به یاد دارند به خوبی می دانند چه میزان خاک از مناطق مختلف حمل شد وبه محل فعلی پتروشیمی ایران ژاپن آورده شد و چقدر هزینه صرف شد تا این بخش که در مجاورت دریا قرار دارد خاکریزی شود . حالا شما  ببینید مجتمعی که  هر بابت خاکریزی هر  متر آن  این همه پول خرج شده : بجای اینکه واحد صنعتی جدید ی احداث کنند یا مجموعه ای  متناسب و سود آور ساخته شود  زمینهای آن را گرفته و تبدیل به فضای سبز وچمن ودرخت کرده اند انهم با هزینه های گزاف .

درست مثل این است که شما بروید در گرانترین قسمت شهر بجای ساخت بنا های تجاری ومسکونی ، گندم بکارید یا کشاورزی کنید !

 ادامه دارد ...

 

...............این مطلب نزدیک به ده سال پیش نوشته شده است !

   + مد توک - ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٠ خرداد ،۱۳٩٥

عملکرد ضعیف نفرات ایمنی

عملکرد ضعیف نفرات ایمنی

واقعیت این است که اغلب نفرات ایمنی بیشتر در پی مچ گیری و گرفتن ایرادهای گاه بیخودی از نفرات هستند و نه تنها وجودشون در سایت مفید نیست گاهی باعث خرد شدن اعصاب نفرات هم می شوند . علتش هم اینه که اینا به وظائف خودشون بخوبی آگاه نیستند یا اصلا آگاه نیستن ... ! دید فنی ندارن ... نمی تونن ایرادهایی ایمنی موجود در سایت رو ببینن و برطرف کنن ...

اینه که همش می خوان یه جورایی اظهار وجود کنند و صرفا رفع تکلیف ... درست مثه این پلیس هایی هست که یه جایی توی پیچ جاده ها کمین میکنن تا اگه یکی حواسش نبود و سبقت بیجایی گرفت و یا سرعت بیش از اندازه ای رفت فوری مچ گیری کرده و جریمه اش کنن ... ( و اگه این روش و این جریمه ها موثر بود حالا این همه تصادف توی جاده ها اتفاق نمی افتاد !)

وجود افراد ایمنی در سایت باید موثر باشه مثلا این همه مدت توی اولفین کار کردیم اینا حضور چشمگیری نداشتن اگه هم گاه پیداشون میشد می اومدن به من گیر می دادن که یه عمره کارم رو درست دارم انجام میدم و همه مقررات ایمنی رو مو به مو انجام میدم و تو اروند که بودم لوح تقدیر ایمنی گرفتم ...

در حالیکه اینا اولا باید تمرکزشون رو روی نفرات کم تجربه تر و خصوصا اونایی که تو ارتفاع یا زیر کرین و لیفتراک کار می کنن بذارن .

اساسا استفاده از نفرات بی تجربه ای که برای اولین بار در شرکت می کنند بنام ‹‹کارگرهای اورهالی ›› کار درستی نیست اگر هم واقعا ضرورت دارد و چاره ای جز بکار گیری اینها نیست حتما باید یکی دو روز براشون کلاس های ایمنی حقیقی ( نه صوری و برای رفع تکلیف ) بذارن ... و فیلم نشون بدن که افراد با دید بهتری وارد شرکت بشن و دیگه شاهد این حوادث ناگوار نباشیم .

نوشداری بعد از مرگ سهراب :

امروز کلی از  نفرات ایمنی ریخته بودند توی سایت ... در واقع نوشداروی بعد از مرگ سهراب ... حالا که یه دیروز یه نفرتلفات دادیم حضور فعال دارند! دیگه چه فایده ... ؟ در حالیکه همیشه و همه جا شعار : اول ایمنی Safety first  رو باید سرلوحه کارها قرار بدن ... همه این تجهیزات و دستگاهها ارزش اینکه یه نفر جونش رو از دست بده نداره

نفرات ایمنی باید تمام قسمت های سایت رو چک کرده و مورد بازدید و بررسی قرار بدن اگه اینکار رو انجام داده بودن این کارگر بیچاره ای که پاش رو گذاشته بود روی یه ساپورت پوسیده و داشته داربست های اطراف کولینگ تاور رو باز می کرده ... اون پایه پوسیده از زیر پاش فرو نمی ریخت که باعث مرگش بشه ...

ولی در اینجا ایمنی فقط درپوشیدن کفش و کلای و لباس ایمنی خلاصه میشه ...

الان یه هفته است که گفتم گوشی ضد صدا برام تهیه کنند ولی هنوز موفق به گرفتن امضاهاش نشدن ...

دیگه ظهر خودم رفتم اداره ایمنی ... معلوم شد مسئولی که باید امضاء کنه مرخصی ساعتی گرفته رفته ... گفت حالا بعد از ظهر بیا تا امضاش رو بگیریم !

یه ear plug  اسفنجی یه بار مصرف باید  این همه دنگ و فنک داشته باشه ؟ اینا رو باید همین جوری توی سایت به همراه ماسک های ایمنی بین افراد تقسیم کنن ...

خب همه اینها بخشی از عملکرد ضعیف اداره ایمنیه که کارش رو درست انجام نمیده و نتیجه اش مجروح و کشته شدن افراد و در رده های پائین تر صدمه دیدن پوست و گوش و چشم نفراته

بنظرمن حتی باید کرم ضد آفتاب و عینک آفتابی هم بین نفراتی که در سایت زیر تابش شدید آفتاب در حال کار هستند توزیع کنند . چه اشکالی داره ؟ مگه هزینه این کارها چقدر میشه ؟ !

فقط با تذکر دادند و امر و نهی کردن که نمیشه کارها رو پیش برد .

در عوض نفرات ارزشمندی که در سایت مشغول کار هستند و همه اونها از جوشکار و رگر و راننده کرین گرفته تا استادکارهای مکانیک و حتی همون کارگر ساده اش سرمایه های این مملکت هستند سالم و ایمن کار می کنند و وجودشون برای این شرکت حفظ میشه ...

تا کی باید به این نیروهای انسانی به دیده ابزاری نگاه کنیم؟ و به کارشون و سلامتشون بی اهمیت باشیم ؟!

  5 خرداد ماه 1395 -

   + مد توک - ۳:٥٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٦ خرداد ،۱۳٩٥

موضوع : تعویق گرید شناور

بنام خدا

به : ریاست محترم اداره کار و روابط اجتماعی  

شرکت پتروشمی بندرامام

 

موضوع : تعویق گرید شناور

با سلام  :                                                                        31/01/1395

بدینوسیله  باستحضار جنابعالی می رسانم که بیش از دو سال است که  امور اداری شرکت  گرید شناور اینجانب را همچنان معلق نگه داشته است .

در صحبتی که با رئیس امور اداری  داشتم ایشان اظهار می دارند مشکل ندادن گرید بخاطر این است که شما کانکس واقع در شهرک  را تخلیه نکرده اید !

پرسش من از جنابعالی و بقیه مسئولینی که چنین تصمیم غیر منطقی و غیر قابل توجیهی را گرفته اند این است که گرید و رتبه شخصی افراد که بر اساس سابقه کاری و شایستگی های آن ها بر طبق مقررات داده می شود چه ربطی به مسئله سکونت و کانکس دارد ؟!  آیا اتخاذ چنین تصمیمی وجهه قانونی دارد ؟!

 ( مضاف بر اینکه اینجانب با وجود سابقه کاری طولانی  سالهاست که از داشتن مسکن مناسب محروم مانده ام و این خود اجحاف بزرگتری است که در حق من روا داشته اند و این در حالی است که دهها واحد مسکونی شرکتی در شهرک ممکو را بطور غیرقانونی و از طریق رابطه به افراد غیر شرکتی و کسانی که استحقاق گرفتن این واحدها را نداشته اند واگذار کرده اند !)

بنده طی چند سال  گذشته، چندین نامه برای مقامات مسئول  و از جمله مدیر عامل شرکت  خوارزمی فرستاده ام و از ایشان درخواست کرده ام که مسئله گرید را حل نمایند .  ولی با گذشت بیش از دو سال و حتی با وجود تاکیدی که رئیس واحد در این مورد  کرده اند  هیچ کاری در این زمینه صورت نگرفته است و متاسفانه  مشکلم همچنان لاینحل باقی مانده است .

مستدعی است از تصمیم گیرندگان پرسیده شود که موضوع رتبه شخصی و گرید چه ربطی به مسائل شخصی و بیرون از شرکت دارد و این چه  بی عدالتی و ظلمی است که در حق کارکنان روا می دارند ؟!

لذا تقاضا دارم مساعدت نموده و به امور اداری دستور دهید که موضوع گرید  مرا در اسرع وقت حل نمایند .

با سپاس

31 فروردین ماه 1395

 

   + مد توک - ۱:٠٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳٩٥

دقت در خرید لباس

 

رئیس ایمنی  شرکت

جناب آقای ح

احتراماً باستحضار می رسانم

لباسهایی که این بار توسط شرکت خوارزمی به کارکنان داده شده و هم چنین  لباسهای قبلی از نظر کیفیت و اندازه مشکلات زیادی دارند  و مرتب این وضعیت در حال تکرار است . در این میان هیچ توجهی به خواست و سلیقه کارکنان نمی شود . ضمن اینکه خریدهایی هم که انجام می گیرد بسیار نامناسب است لباسهایی خریداری می شود که نه از نظر جنس مرغوب هستند نه رنگ مناسبی دارند و  نه طرح و دوخت خوبی دارند !

و نمی دانم مقصر این وضعیت چه کسی است آیا باید  این را باید به حساب افرادی که مامور خرید این البسه هستند گذاشت  یا تصمیم گیرانی که بدون توجه به خواست کارکنان ؛ راه خودشان را می روند و این  راه و روش  درستی نیست ...

 مثلا :

این دو دست شلواری که بتازگی برای کارکنان در نظر گرفته شده است از نظر اندازه  متغیرند یعنی اندازه واقعی ْآنها با اندازه ای که بصورت برچسب کاغذی روی آنها زده شده است همخوانی ندارد و یا کوچکتر و یا بزرگتر  است و این مشکل  در مورد اغلب کارکنان هم کم و بیش وجود دارد .

 این در حالی است که نمونه هایی که قبلا برای اندازه گیری ارائه شده بود اندازه اشان مناسب بود .

ضمن اینکه ضخامت پارچه این شلوارها کلفت است و مناسب منطقه ماهشهر  که اغلب اوقات سال هوا گرم است نمی باشد

 متاسفانه مثل اینکه بین اندازه های نمونه های ارائه شده و شلوارهایی که در حال حاضر به کارکنان داده شده اختلاف اندازه وجود دارد

لذا پیشنهاد می شود که در دفعات بعدی  دقت بیشتری صورت گیرد و سفارش لباس به شرکت هایی داده شود که جنس مرغوب تر و دقیق تر با دوخت بهتری را ارائه می دهند 

 

16 فروردین ماه 1395

   + مد توک - ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٠ فروردین ،۱۳٩٥

مدیر غافل!

 

مدیر غافل!

الان سه هفته متوالی است که مدیر عامل اعلامیه می دهد که قرار است از واحدهای تابعه دیداری داشته باشد و جلسه پرسش و پاسخی را هم برگزار کند ولی هر بار به دلیلی این برنامه به تاخیر می افتد ...!

حقیقت این است که مدیر عامل باید مرتب به واحدها و ادارات نحت نظرش وقت و بی وقت سرکشی کند و از آن طرف هم در اتاقش به روی همه کارکنان باز باشد . اینکه یک روز در سال را بخواهد به این کار اختصاص دهد کار درستی نیست .

این ها تنها بخشی از وظائف یک مدیر است . ولی همین بخش اساسی هم وقتی انجام نشود مدیریت از فعالیت ها و وقایع واحدهای زیردستش بی خبر می ماند همانی که ما به شوخی آن به آن مدیر غافل می گوئیم . مدیری که از کارهایی که در حیطه کاری اش انجام می گیرد بی خبر است . چون در تماس مستقیم نیست و وقت نمی گذارد تا از وضعیت کارکنان و روند کارهایی که انجام می دهند اطلاعات کسب کند .

خب چنین مدیری چطور می خواهد امور محوله را اداره کند ؟! نداشتن اطلاعات باعث می شود که شخص مدیر نتواند تصمیم گیری های درستی را انجام دهد و از ان بدتر داشتن اطلاعات غلط است ... ( اطلاعاتی که گاه توسط خبرچین ها و بادمجان دور قاب چین ها به عرض مدیر می رسد !) این اطلاعات غلط باعث تصمیم گیری های غلط می شود .

همه این موارد باعث می شود که هر روز سبب نارضایتی بیشتری در بین کارکنان شود و  بالاخره روزی مدیر بخاطر این همه ندانم کاری به اصطلاح کله پا شود!

ضمن اینکه یکی از مهم ترین وظائف مدیران ، تصمیم گیری کردن در مواقع ضروری است . تصمیم هایی که گاه باید سربزنگاه گرفته شود و می تواند روند کارها را تغییر دهد .

بخصوص برای ما که در جامعه ای زندگی می کنیم که بطور مکرر وقایع و اتفاقات پیش بینی نشده ای رخ می دهد و طبیعی است که یک مدیر خوب  باید مدیر خود را برای روبرو شدن با این وقایع و تحولات غیر منتظره  آماده کند  . ضمن اینکه لازم است قدرت پیش بینی خوبی هم داشته باشد.

وگرنه در شرایط عادی و وقتی همه کارهای روی ریل است که مدیر بودن کار شاقی نیست . مثل اغلب مدیران ما که فقط در حد یک ماشین امضاء هستند .
یک مدیر خوب باید بطور مرتب خودش را مورد ارزیابی و سنجش قرار دهد . یکی از بهترین روش ها گرفتن بازخورد از زیر دستان است . قضاوت و نگرشی که دیگران در مورد شما دارند می تواند قابل اعتنا و توجه و تا حدودی راهگشا باشد چون شما خودتان مشکل وایرادی را که دارید نمی بینید . آینه ای لازم است و این آینه همان بازخوردی است که ارباب رجوع و کارکنان از خود بروز می دهند .

شناخت دقیق زیر دستان

باید عوامل و کارکنانی را که دارید بدرستی بشناسید . باید بتوانید توانایی های آنها را ارزیابی کنید . در این حالت است که می توانید از قدرت و کارآیی آنها استفاده کنید . مدیر باید فعال باشد موثر باشد بودن نبودنش با هم تفاوت داشته باشند نه اینکه خنثی باشد .

برخی از مدیران بقدری بی خاصیت هستند که گاهی نبودنشان بهتر از بودنشان است چون وقتی نیستند کارهای بهتر پیش می رود در واقع وجود آنها مانعی در راه پیشرفت شرکت است .

گاهی هم مدیرها بقدری بد اخلاق و بد قول و بیسواد و نالایق هستند که آدم دعا می کند کاش نباشند . چون مدیر خوب وجود ندارد . مدیر خوب یک مدیر مرده است مثل همان ضرب المثلی که بین آمریکایی ها وجود داشت و داستانش از این قرار است :

سالهای پیش سریالی از  تلویزیون ملی ایران پخش می شد بنام : « کاستر غرب »  Custer Of The West و داستان  فیلم هم  در رابطه با سرکوب سرخ پوستان آمریکایی توسط نظامی های آمریکایی بود .یک روز وفتی یک عده از سرخپوست ها تسلیم می شوند فرمانده نظامی آمریکایی ژنرال آرمسترانگ کاستر زیر قولش می زند و دستور قتل سرخپوست ها را صادر می کند ... و وقتی او را سرزنش می کنند که چرا چنین کاری را انجام داده است می گوید :

سرخپوست خوب یک سرخپوست مرده است !

 

 – 11 اسفندماه 1394 –  

   + مد توک - ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٢ اسفند ،۱۳٩٤

دسترسی به آقای مدیر عامل دشوار است

 

  

 باسلام

خواهشمند است موارد زیر را در جلسه ای که قرار است با مدیر عامل برگزار شود مطرح نمائید و تا پاسخ های مدیر عامل را بشنویم :

  

1- دسترسی به آقای مدیر عامل دشوار است . ایشان فقط یک روز در هفته وقت ملاقات دارند که آنهم یا در مرخصی هستند  یا مهمان دارند و بندرت می شود ایشان را پیدا کرد . در صورتیکه در دفتر مدیر عامل باید همیشه به روی ارباب رجوع باز باشد ... ولازم است که  پاسخگو باشند

2- بعد از مدتها که موفق به دیدن ایشان شدم . هیچکدام از درخواست هایی را که مطرح کرده بودم انجام ندادند .

3-  مثلا گرید شناور اینجانب مدتهاست که بعلت نامعلومی به تعویق افتاده است بعد ازملاقات با ایشان مشکل من بعد از مدتها هنوز حل نشده چون ایشان عملا کاری انجام دادند !

4- مدیر عامل لازم است که بطور مرتب به واحدهای تحت نظارتش سرکشی کند ولی ایشان اوایل یکی دوبار آمدند ولی این کار متوقف شد .

5- جای تاسف است که اوت لوک ایشان  مدتهاست که مسدود است و اگر بخواهیم نامه ای به دستشان بدهیم باید به دفترشان مراجعه کنیم پس این همه سیستم های الکترونیک و اتوماسیون برای چیست ؟  

6- بخش های خدماتی و فرهنگی خوارزمی به حال خود رها شده است بارها پیش نهادهایی در ارتباط با استفاده بهینه از هتل و رستوران های وسینما و استخر به ایشان داده ایم که اقدامی انجام نشده است و ایشان در نهایت این نامه ها را به افراد زیر دست حواله می کنند . آقای مدیر عامل این زیردستان شما اگر کار و وظیفه اشان را درست انجام می دادند نیازی نبود که به شما شکایت کنیم ؟!

7- در ملاقات حضوری ایشان فرمودند که از مسائل فرهنگی سر رشته ای ندارند . آیا این قابل قبول است ؟ کسی که مدیرعامل شرکت خوارزمی است که بخش مهمی از وظائف و پرسنل آن در بخش خدمات و مسائل فرهنگی است نباید با این امور بیگانه باشد.

8- واقعیت این  است که  وضعیت اداره شرکت بزرگ خوارزمی بسیار مطلوب و ضعیف است  و بنده بعنوان یکی از کارکنان خوارزمی ذره ای از عملکرد آقای اعتمادی رضایت ندارم .

9- در حال حاضر اغلب پرسنل خوارزمی به حال خود رها شده اند و از توان و تخصص آنها استفاده نمی شود  چرا مدیر عامل کاری برای آنها انجام نمی دهد. حتی اگر به فرض در شرکت خودمان هم کاری برای آنها نباید می توان از توانایی آنها در شرکت های دیگر و بصورت مامور استفاده کرد

10-                  ولی ماموریت های خارج از شرکت کارکنان خوارزمی هم بر اساس باند بازی است و قاعده و ضابطه ای ندارد

11-                  در مجموع عملکرد ایشان در همه زمینه ها  بسیار ضعیف است. و دهها و صدها مورد ایراد می توان به آن وارد کرد که اگر لازم بود با جزئیات آنها را به اطلاع شما می رسانم .

  البته آخرین لحظه اعلام کردند که جلسه مزبور به وقت دیگری موکول شده است !

 

   + مد توک - ۱:۱٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳ بهمن ،۱۳٩٤

کم کردن حقوق و تنبیه هایی از این قبیل ساده ترین کاری است

 

مدیر عامل محترم شرکت خوارزمی

 

به اطلاع جنابعالی می رسانم که ماه گذشته ( دیماه 1394 ) ملبغ 300 هزار تومن از حقوق اینجانب کسر کرده اند که بعد از پرس و جو معلوم شد بخاطر شرکت نکردن در کلاس اموزش بوده است انهم کلاسی که بنده هیچگونه اطلاعی از وجود آن نداشته ام چه رسد به زمان برگزاری اش ... !  چون کسانی که مسئول این کار بوده اند اطلاع رسانی نکرده اند.

سوال من این است که چرا بابت خطایی که دیگران انجام داده اند مرا باید مجازات کنند؟

ضمن اینکه حتی اگر شخصی هم به فرض مثال عامدانه بی توجهی کرده  و در این کلاس ها شرکت نکرده باشد  کم کردن این مبلغ از حقوق ناعادلانه است .

ضمن اینکه روش های بهتری هم  برای ترغیب کارکنان به شرکت در کلاس های آموزشی وجود دارد .

بهتر نبود که بجای تنبیه ؛ روش تشویق را در پیش می گرفتید و کسانی را که در کلاس ها شرکت می کردند تشویق می کردید ؟

کم کردن حقوق و تنبیه هایی از این قبیل  ساده ترین کاری است که می شود انجام داد! 

وانگهی هیچ تا بحال از مسئولین اموزش پرسیده اید که چرا باید روش آموزش آنها به گونه ای باشد که کارکنان را به ضرب و زور تهدید و کم کردن حقوق و ندادن گرید به کلاس های مختلف بفرستند ؟! و این خود بخوبی نشان می دهد که این کلاس ها جذابیت و کارآیی لازم را ندارند.

بهرحال پیشنهاد می کنم که در این زمینه یک تجدید نظر کلی بعمل اورید تا به افرادی مثل من که حتی داوطلبانه در خیلی از کلاس ها و سمینارها شرکت می کنند چنین اجحافی صورت نگیرد .

10 دیماه 1394

 

   + مد توک - ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٠ بهمن ،۱۳٩٤
← صفحه بعد