کوهنوردی یا تور تفریحی ؟!

کوهنوردی یا تور تفریحی ؟!

در حاشیه صعود تیم منتخب  کوهنوردی  به الوند                           9 تیرماه 1394

 

چندی پیش تیم منتخب کوهنوردی شرکت پتروشیمی بندرامام ؛ برنامه ای را برای صعود به قله الوند اعلام کرد و که من هم یکی  از نفرات شرکت خوارزمی بودم که در این برنامه شرکت داشتم .

لازم به ذکر است که طی چند برنامه ای که در یکی دو سال گذشته با گروه منتخب همراه بوده ام درهیچکدام از این برنامه ها این افراد به قله صعود نمی کردند  و هر بار هم بهانه ای برای نرفتن به قله جور می کردند ...  بگذریم که این کوهنوردی ها اغلب ،  برنامه درست و حسابی ندارند و برطبق سلیقه و میل شخصی انجام می شوند  و خلاصه در طی این به اصطلاح کوهنوردهای تیم منتخب چقدر کارهای غلط و خطاهای بزرگ مرتکب شدند وما چیزی نگفتیم

حالا نکته قابل تامل این است که با وجودیکه این همه خطاکاری و اشتباه توسط این تیم و گردانندگان آن  انجام گرفته حالا  این آقایان شاکی هم  شده اند و اتهامات بی اساسی را متوجه من کرده اند !

  برای روشن شدن موضوع وبرای  اینکه جلوی سوء استفاده عده ای فرصت طلب گرفته شود که به اسم کوهنوردی و ورزش ، در پی منافع شخصی خود هستند لازم است نکاتی را در اینجا ذکر کنم :

1-      اولا هر بار که برنامه کوهنوردی اجراء می شود عده ای زیادی با وجود اینکه ثبت نام می کنند و برای آنها هزینه می شود خیلی راحت و بدون اطلاع قبلی از شرکت در برنامه خودداری می کنند و اینگونه است که اتوبوس 40  نفری فقط با 22 نفر راهی سفر می شود !

2-      دراین به اصطلاح صعودهای کوهنوردی ، هیچ برنامه مشخصی وجود ندارد مثلا در همین صعود به کوه الوند کلی جر و بحث در اتوبوس بین افراد شرکت کننده که با هم اختلاف داشتند  در مورد زمان برگشت و چگونگی  اجرای برنامه صورت گرفت

3-      متاسفانه مدتهاست که تیم منتخب ،  عادتی  بسیار ناپسندی را باب کرده و آن اینکه اعضای تیم را برای صرف غذا به رستورانهای مختلف می برند که این با اصل کوهنوردی که تغذیه سالم و ساده و صرف کمترین هزینه است کاملا  منافات دارد . ناگفته پیداست که کوهنوردی که  غذاهای رستوران های بین راهی را می خورد  چطور می تواند در شرایط مناسب بدنی برای صعود باشد ؟!

4-      زمان حرکت و شیوه صعود به کوه کاملا غلط و بدور از اصول علمی است . زمان برنامه فشرده و با عجله و شتاب آمیز است و امکان ایجاد هم هوایی و تطابق با کوه را نمی دهد آنهم برای کسانی مثل ما که از سطح دریا به این ارتفاعات می روند این است که فشار مضاعفی رو بدن افراد وارد می شود و نتیجه اش این میشود که توانایی صعود را از دست می دند ...  مثلا در همین صعود به الوند  این آقایان مسیری را که با تله کابین طی می کنند را پیاده رفتند  و مسیری را که باید به کوه صعود کنند به علت خستگی قادر به بالا رفتن نبودند و اغلب افراد و از جمله سرپرست تیم از صعود بازماندند!

5-      از کل افرادی که برای کوهنوردی اعزام شده اند تعداد انگشت شماری راهی قله شدند و تازه اینها هم قله اصلی را نرفتند و از میانه راه ( بقول خودشان میانبر! ) به پائین برگشتند ! مفهوم تیم منتخب یعنی این ؟! و سرپرست تیم ، خودش گروه را همراهی نمی کند !

آیا اسم این برنامه ها  را می شود گذاشت کوهنوردی و صعود به قله ؟!  متاسفانه عده ای که الان متولی  ‹‹تیم کوهنوردی شرکت ›› ما شده اند و به زعم خودشان تیم منتحب تشکیل داده اند صلاحیت انجام چنین کار را ندارند و هدفشان هم نه ارتقای ورزش و سلامتی و صعود به قلل مرتفع کوهها  ... بلکه مطرح کردن خودشان است با این دلخوشی که در ورودی شرکت پلاکاردی نصب کنند و به دروغ ادعا کنند که فلان و بهمان قله را صعود کرده اند ( واقعا  اسم این تقلب و دروغگویی آشکار را چه باید گذاشت ؟! )

ماجرای صعود به الوند :

من  در همین صعود به الوند برای اینکه مثل دفعات قبل  حرف و حدیثی درست نکنند در آخر صف نفرات به طرف قله حرکت کردم ... در بین راه یکی از افراد  تیم احساس خستگی کرد چند دقیقه ای صرف کمک به ایشان کردم و بعد از نیم ساعتی که معطل شدم ( و بقیه تیم حرکت کرده و رفته بودند !)  مجددا به ادامه مسیر پرداختم مسیری که کاملا پاکوب و مشخص است ولی متاسفانه  نشانی از افراد تیم نبود .... ! فکر کردیم تا قله رفته اند  ... غافل از اینکه اینها از همان مسیر یال به سمت چپ پیچیده اند و اندکی بعد هم برگشته اند .

الوند دارای دو قله مهم  است کلاغ لان و قله صخره ای اصلی است  ... من تا قله کلاغ لان رفتم و برگشتم در حالیکه این افراد مدتها قبل مسیر را برگشته بودند و من ایرادی نگرفتم که چرا اینگونه رفتار می کنید ؟  حالا اینها که  خودشان در معرض اتهام هستند و برنامه های کوهنوردی را تبدیل به تورهای تفریحی کرده اند ... و بجای کوهنوردی نمایش آن را اجراء می کنند ... گویا جلسه گرفته بودند  که مرا از تیم حذف کنند ! ( واقعا قابل تعمق است که کسی را بخاطر رفتن به قله سرزنش کنیم ! )

از آن گذشته  برنامه های کوهنوردی که باید مظهر دوستی و پاکی  بوده و زمینه ای  برای سلامتی افراد ایجاد کنند شده است   سراسر حاشیه سازی و جنگ و دعوا ... و این کار درستی است ؟!

برای من بسیار جای تاسف است که افرادی که ادعای کوهنوردی آنهم از نوع حرفه اییش  را دارند اینگونه دست به عوامفریبی و دروغگویی می زنندخودشان صعود نمی کنند و اجازه صعود به افرادی که آمادگی دارند را هم نمی دهند و اگر کسی چنین کاری را انجام دهد متهم به بی نظمی و این جور حرفها می شود  وبا شکایت کردن و جنجال و هیاهو درست کردن سعی در حدف کوهنوردان حقیقی دارند

لاز به ذکر است که کسانی چون من و همکاران دیگرم ،  سالیان متمادی در کنار استادان بزرگ کوهنوردی به اغلب کوههای مرتفع ایران صعود کرده ایم و شرح بسیاری از آنها بر روی اینترنت قابل دسترسی است ( و این افتخاری بزرگ و تکرار نشدنی  برای شرکت ماست ) 

لذا با  توجه به این جو مسموم و غیر دوستانه و  وضعیت نابسامانی که تیم منتخب فعلی  دارد...  بنده  جدااز اینکه  از همراهی با این تیم خودداری می کنم...  به مسئولین فرهنگی مجتمع هم که مسئولیت کلی چنین برنامه هایی را در درست دارند پیشنهاد می کنم که ضمن اینکه لازم است  جلوی این سوء استفاده ها و بی برنامه گیری ها را بگیرند ...  سر و سامانی به وضعیت کوهنوردی شرکت بدهند و اگر چنین کاری امکان  برایشان پذیر نیست  بساط این افراد سودجود را جمع کنند و جلوی این برنامه های نمایشی که نتیجه ای جز هدر دادن بودجه شرکت و وقت کوهنوردان ندارد را بگیرند .

............ 10 تیرماه 1394 – چهارشنبه

این نامه را مستقیم بردم دفتر رئیس روابط عمومی ... شفاهی هم توضیحات لازم رو بهش دادم

تا دیگه شما باشین ...  پشت سر من حرف نزنین  !

   + مد توک - ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٥ تیر ،۱۳٩٤

وضعیت کار کردن آقای میم

ای آقای میم که ماجراش رو اینجا نقل می کنم ‹‹ مشت نمونه خرواره ›› چون امثال این آقا که کارمند رسمی شرکت دولتیه و از صبح تا شب دنبال منافع شخصی و بیزینس خودشه کم تو خود شرکت که هیچ تو کل مملکت فت و فراوونه ... بعضی وقتا پیش خودم میگم راستی ‹‹ کی تو این مملکت کار می کنه ؟! ››

دو ماه قرار بوده از طرف ساختمانی بیان یه پنجره برای دفتر اتاقم که تاریکه نصب کنن بعد از این همه مدت دو روز پیش اومدن پانل برق سر راهشون بود زنگ زدیم اداره برق تا اومدن دو روز طول کشید اینا هم یه نصف روز نشستن تو اتاق و بدون اینکه کاری بکنن رفتن ... فرداش که امروز باشه قرار بود بیان که هنوز که 2 ساعت از شروع کار شرکت می گذره نیومدن !

اول صبحی که چه عرض کنم ساعت 9:30 زنگ زدم به‹‹  واحد ساختمانی ›› هر چی به قسمت های مختلفش زنگ می زنم کسی گوشی رو برنمیداره ! زنگ زدم به مثلا رئیس اشون  آقای میم ، میگه :

شما زنگ بزن 5746 برنامه ریزی ... به من زنگ زدی فایده ای نداره !

5746 – برنامه ریزی ... هیچکس گوشی رو برنمی داره

5749 – جوشکاری   .... کسی جواب نمیده

5739 – جوشکاری .... بازم کسی جواب نمیده

5741 – یه آقای ... ت  که مسئولشونه .... اینم جواب نمیده !

5744 – آقای ... ت که معاون آقای رئیسه ! ... تلفنش مشغوله میذارم رو انتظار به محض اینکه خط آزاد میشه زنگ می خوره ولی بازم جواب نمیده !

دوباره زنگ می زنم آقای میم  رئیس مربوطه ! اونم دیگه جواب نمیده دفعه اول هم که جواب داد شاید فکر کرد کاری دارم که بدردش بخوره !

این وضع کار کردن تو یکی از مهم ترین شرکت های دولتی این مملکته ... بعد شما چجوری انتظار داری این همه خرابی و مشکلاتی که در مملکت وجود داره درست بشه ؟! کی باید اینا رو درست کنه ؟! از مریخ باید آدم بیاریم ... همینه که وضع مون شده  روز به روز دریغ از دیروز ...!  من اینو نوشتم تا آیندگان بدونن جامعه ما چه وضعی داشته ... تازه این سر سوزنی از این همه نابسامانی در این دیاره ....

....................10 تیرماه 1394

   + مد توک - ٧:٢٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٠ تیر ،۱۳٩٤

تعطیلی بی مورد استخر در ماه روزه

 

تعطیلی بی مورد استخر در ماه روزه

 

Saturday, June 20, 2015

 

هفت هشت سالی است که به هنگام فرار رسیدن ماه روزه و به بهانه انجام تعمیرات اساسی بر روی استخر ، این مجموعه را به مدت بیشتر از یک ماه تعطیل می کنند .

شکی نیست که استخر و سونا هم مثل هر تاسیسات دیگری نیاز به تعمیرات اساسی دارد ولی این نباید مستمسک شود که برای یکی دو ماه استخر تعطیل شود ! بنظرم عمده ترین علت این نابسامانی ؛ دولتی بودن این استخر است و اینکه گردانندگان آن انگیزه ای برای راه اندازی مستمر آن ندارند شما کافی است نگاهی به استخرها ی خصوصی که در تهران و شهرستانهای دیگر وجود دارند بیندازید و ببینید که از تک تک ساعات شبانه روز بیشترین استفاده را برای کسب در آمد می کنند ... و غیر ممکن است که اینها به  خاطر ماه روزه یک ماه تمام استخر را تعطیل کنند ! چون اولا همه افراد جامعه روزه نمی گیرند بسیاری عذرهای موجهی دارند که نمی توانند روزه بگیرند ...  همه  بچه های زیر 15 سال که هنوز به سن تکلیف نرسیده اند ! می توانند در طی روز به خصوص در این روزهای گرم تابستان که مدارس هم تعطیل است از استخر استفاده کنند ...

از همه اینها گذشته استخر می تواند بعد از افطار باز باشد و اتفاقا برای کسانی چون من که اهل ورزش  کردن هستند خیلی خوشایندتر است که نزدیک افطار ورزش کنند و بعد از افطار کردن با آب و خرما یکی ساعتی را در استخر شنا کنند و از گرمای سونا  و خنکی جکوزی لذت ببرند و سپس غذا صرف کنند .. این روش برای سلامتی بدن هم بهتر است چون به یکباره حجم بالایی از مایعات و غذا وارد  معده نمی شود ... پس باز بودن استخر در ماه رمضان نه تنها منافاتی با روزه گرفتن ندارد بلکه سودمند هم هست !

در قدیم در ضمن خدمت به شوخی می گفتند : خدا انسان را آفرید و سپس توجیه را ! و در جامعه ما و در بخش دولتی وقتی قرار است که کاری انجام گیرد سریعا بهانه آن را هم جور می کنند پس این ماه روزه فقط بهانه ای است برای در رفتن از زیر بار مسئولیت ...

گذشته از همه اینها این روزها دیگر زمان انجام تعمیرات اساسی و تعطیلی سیستم ها و دستگاهها و تاسیسات سپری شده است باید در طی سال به گونه ای عمل شود و بشکلی مستمر تعمیرات پیشگیرانه preventive maintenance  انجام گیرد که دیگر نیازی به توقف کامل استخر و انجام تعمیرات اساسی نباشد این کاری است که امروزه در مورد تمامی دستگاههای صنعتی و از جمله واحدهای مختلف پتروشیمی که شبانه روز در حال کار کردن هستند انجام می گیرد ( استخر که سهل است !)

حالا نکته تاسف بار در این است که در همین بیش از یک ماه تعطیلی ، گاهی کار چندان اساسی هم روی موتورخانه و بخش های فوقانی استخر ( سالن استخر و سونا ) انجام نمی دهند . و همچنان بهترین اورهالی که روی استخر موج انجام شد همانی بود که در سال 1387 توسط گروه ما صورت گرفت ( در آن من داوطلبانه برای انجام تعمیرات اساسی به ممکو رفتم و به همراه همکارم بسیاری کارهای اساسی و ماندنی را در استخر انجام دادیم که هنوز هم بعد از گذشت 7 سال آثارش بوضوح مشاهده می شود ( یک نمونه ساده اش تعویض تمامی شیرآلات دوش ها و نیز تعمیر اساسی فیلترهای تصفیه آب و نیز نصب تابلوی استخر بود که تازه بعد از گذشت 7 سال امسال فقط بنر آن را تعویض کردند !

 

و اینگونه است که یک مجموعه ای چون سونا و استخر و جکوزی موج ممکو که دهها  میلیارد تومان صرف ساختن اش شده است برای یک ماه تا 50 روز بلا استفاده  می ماند و مشتاقان شنا هم چشم انتظار بازگشایی آن ...  چون استفاده از  این استخر تنها دلخوشی ماست  که در این منطقه محروم زندگی می کنیم و از بسیاری از امکانات عادی زندگی مدرن شهری بی بهره ایم ...

اما اگر من عهده دار اداره مجموعه موج ممکو بودم این مجموعه را در ماه روزه هم باز نگه می داشتم و تعمیرات آن را در طی سال به گونه ای مستمر انجام می دادم که نیازی به تعطیلی یک ماهه نباشد و سانس صبح استخر را  برای استفاده بچه ها و نوجوانانی که فریضه روزه بر آنها واجب نیست اختصاص می دادم  و بعد از افطار هم از اذان مغرب  تا پاسی از نیمه شب گذشته جهت  استفاده بزرگسالان باز نگه می داشتم .

در پایان به این نکته اشاره می کنم ک لازم است این نگرش منفی که در این دیار در مورد ماه روزه وجود دارد اصلاح شود ولااقل کمی  از این کشورهای عربی یاد بگیریم که تمام ماه روزه را به جشن و پایکوبی مشغولند و نه  عزاداری کردن  و تعطیلی و غم و غصه خوردن ....

.............. 30 خرداد ماه 1394 – – سوم رمضان 1436 ه.ق

   + مد توک - ٧:٤٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱ تیر ،۱۳٩٤

تعطیلی غیر موجه استخر در ماه مبارک رمضان :

این متن مربوط به 7 سال قبل است ... می بینید که وضع در طی این مدت چندان تغییری هم نکرده است !

  

‏دوشنبه‏، 2008‏/08‏/18

 

تعطیلی غیر موجه   استخر در ماه مبارک رمضان  :

 

یکی دو سالی است که به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان اقدام به تعطیلی استخر می کنند به این بهانه که این تعطیلی برای انجام تعمیرات اساسی است !

البته وقتی قرار باشد که ما بهانه کاری را جور کنیم کار ساده ای است .  چند سال پیش استخربعد از افطار باز بود وامکان استفاده از ان وجود داشت مثل اینکه هر سال باید بگویم دریغ از پارسال !

پرسش من این است که چه کسی در این مورد نصمیم می گیرد ؟ واین تصمیم ها بر چه مبنایی گرفته می شوند ؟!

پس اگر اینگونه باشد این تعداد بیشمار استخر و سونایی که در تهران و شهرهای بزرگ وجود دارند باید سالی چند بار برای تعمیرات اساسی آن هم به مدت چند ماه تعطیل شوند ! چون وقتی مجموعه استخر موج ممکو که یک صدم آن مجموعه ها هم استهلاک ندارد یک ماه تمام تعطیل است لابد استخرهای تهران که اغلب شبانه روزی هستند باید خیلی بیشتر نیاز به تعمیرات داشه باشند . همانگونه که پیشت  ذکر شد اینها همه بهانه هایی هستند که پایه و اساس منطقی و حتی قانونی هم ندارند !

چرا ما باید وقتی کاری را برای منافع خودمان انجام می دهیم از دین و ایمان مردم مایه می گذاریم ؟

خوب ماه رمضان خیلی از افراد خردسال و نوجوان هستند که روزه برآنها واجب نیست خیلی ها اساسا توانایی روزه گرفتن ندارندو از انها ساقط است کسان دیگری هم هستند که عذرهای دیگری دارند این چه معنی دارد که یک مجموعه ای که میلیاردها تومان صرف ساخت ان شده است و تنها دلخوشی افرادی است که در این منطقه محروم زندگی می کنند را تعطیل کنید ؟

ضمن اینکه کسانی هم که روزه می گیرند نیاز دارند در شب هنگام و بعد از انجام فرائض از استخر هم استفاده کنند

به همین جهت پیشنهاد می شود که استخر درصبح برای استفاده بچه ها و بعد از افطار هم از اذان تا سه ساعت بعد برای استفاده برگسالان دایر باشد آن به اصطلاح اورهال را هم به فرصتی دیگر موکول کنند .

البته این نادیده گرفتن حقوق کارکنان در خیلی از موارد دیگر هم وجود دارد از جمله تعیین ساعت سانس های سینما که ظاهرا مجموعه چند هزار نفری کارکنان باید خودشان را با چند نفر متصدی سینما و استخر و رستوران هماهنگ کنند چون آنها هم به کارهایشان برسند ! این هم استدلال قوی آقایان ! که خواهش می کنم اگر هم با این درخواست موافقت نمی شود از این جور استدلال ها برای ما ردیف نکنید !

 

   + مد توک - ٧:۳٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱ تیر ،۱۳٩٤

تور تفریحی خرمشهر

بنام خدا

 

آقای ... دبیر شورای فرهنگی خوارزمی

با سلام

همانگونه که مطلع هستید شورای فرهنگی  شرکت خوارزمی در ایام نوروز ؛ برنامه ای تحت عنوان تور تفریحی خرمشهر را برگزار نمود که متاسفانه نحوه اجرای این برنامه به گونه ای بود که باعث نارضایتی  بسیاری از شرکت  کننده ها شد.

 لذا جهت آگاهی جنابعالی و نیز جهت بهبود و اصلاح برنامه های بعدی به  بخشی از این مشکلات و کمبود ها اشاره می نمائیم  :

1-   اتلاف وقت نفرات  و نداشتن برنامه ریزی

2-   تداخل نفراتی که روز چهارشنبه و روز پنجشنبه قرار بوده در این تور شرکت کنند

3-   نبودن تدارکات لازم از جمله آب آشامیدنی در داخل اتوبوس و طی اجرای برنامه

4-   نبودن نام عده ای  که ثبت نام کرده بودند در لیست  نفرات

5-   رفتار ناشایست مسئول اجرای برنامه و برخورد تند و بی احترامی به نفرات شرکت کننده.

متاسفانه با وجود هزینه ای که صرف شده  و زحمت هایی که برای برگزاری این تورکشیده شده ؛  این طرز رفتار باعث شد که کارکنان و خانواده های آنها سال 1394 را با خاطره ای بد شروع کنند.

با تشکر : جمعی از کارکنان خوارزمی

 

 

رونوشت : مدیر عامل خوارزمی جناب آقای مهندس اعتمادی

 

 

 

 

 

   + مد توک - ۳:٢٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۳ فروردین ،۱۳٩٤

ازتهران تا ممکو

ازتهران  تا ممکو

 

همیشه تصویری که از تهران در ذهن دارم شهری است  بسیار شلوغ با بزرگراهها و اتوبانهای طولانی و پر ترافیک و مردمی عجول که مدام در حال رفت و ْْآمد هستند و معلوم نیست کارشان کدام است و این همه شتابشان برای چیست ؟ ..شهر ساختمانهای درهم با معماری از هم گسیخته با بناهای و  برجهای بلند....

شهر دختران زیبا و خوش لباس که با  بی خیالی هر چه تمامتر درشهر قدم می زدند  شهر شور و هیجان و شهر دعوا و بزن بزن  و آدمهایی که خیلی جدی زندگی را دنبال می کنند ! شهری که آدمهایش از حال هم خبر ندارند و اگر از کسی آدرسی بپرسی یا جوابی به شما نمی دهد یا اگر بدهد بی ثمراست .

شهر تضادهای بی پایان ... افراد مرفه در کنار فقیر ترین اقشار ... شهرهای دوره گردها و دستفروش هایی که این روزها  حتی راهروهای مترو را هم تسخیر کرده اند

و من که گهگداری در سفر به تهران شاهد این وضعیت هستم دلخوش بودم که در شهرکی کوچک وصنعتی در جنوبی ترین نقطه غربی ایران زندگیمی کنم جایی که از آن هیاهوو شرو شورها خبری نیست و حداقلش این است که ترافیکی ندارد ... ولی هر روز باید در ترافیک سنگینی که که در چهار راه ورودی به جاده اختصاصی شرکت قراردارد چندین دقیقه منتظر بمانیم فقط به این خاطر که :

-          عرض پل کم است ...

-          جاده اختصاصی پتروشیمی که بخش عمده ای از درآمد و ثروت مملکت از هیمن منطقه تامین می شود  کم عرض است و در عوض بزرگراهای 8 بانده را در تهران می سازند که معلوم نیست فایده اش برای این مملکت چیست ؟!  

-           به این خاطر که ما هنوز هم سالها بعد از اینکه تافلر موضوع همزمانی را مطرح و رد کرده است همه ما دریک ساعت می خواهیم سرکار حاضر شویم

-          بخاطر اینکه بیش از 40 هزار نیروی کار پتروشیمی های ایران ژاپن و منطقه ویژه همه می خواهند بین ساعت 8 تا 8:30 صبح کارت بزنند!

-          به این خاطر که در این دیار وقتی طرحی را قرار است بسازند و مثلا پلی قرار است ساخته شود در مورد فکر نمی کنند محاسبات لازم را انجام نمی دهند  گتره ای کار می کنند !

-          بخاطر اینکه ثروت مملکت از این منطقه تامین می شود ولی حتی درصد کوچکی از درآمدش را صرف آبادانی خودش نمی کنند ...

-          وبخاطر بسیاری از دلایلی که حوصله و جای گفتنش اینجا نیست ... ش

................. 13 اسفندماه 1393 – ممکو

   + مد توک - ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳ اسفند ،۱۳٩۳

نامه شکایت ار کارگاه

به نام خدا

مدیرعامل محترم

با سلام ,

همانگونه که  جنابعالی آگاهی دارید  , .... که یکی از گارگاههای مهم  تعمیراتی خوارزمی و کل  مجتمع است باید به عرضتان برسانم که متاسفانه این کارگاه  مدتهاست که وضعیت نابسامانی دارد و  بخش عمده ای از این نابسامانی بخاطر اقدامات غیر منطقی و رفتارها و عملکرد  نادرست سرپرست تعمیرگاه می باشد .

اینجانب مدتها با این وضع کنار امدم و سعی کردم تا جایی که امکان دارد موضوع را به مدارا برگزار کنم ...ولی کار از این حرفها گذشته است و  واقعیت این است که ایشان یک جو نظامی و خفقان اوری در کارگاه ایجاد کرده است که کسی جرات حتی اعتراض کردن را هم ندارد ... نتیجه این است که کارهای شرکت هم بخوبی پیش نمی رود و  وضعیت نابسامانی  را پیش اورده اند که  در اینجا به بخشی از آنها اشاره می کنم :

1-      ایشان رفتار بسیار زننده و نامناسبی با همه افراد کارگاه اعم از پیمانکار و قراردادی و رسمی دارند که این رفتار تند باعث شده است که اغلب افراد کارگاه  از دست ایشان گله مند و  ناراضی باشند .

2-      نفرات رسمی تعمیرگاه را کاملا منزوی کرده و هیچ مسئولیتی به انها واگذار نمی شود ضمن اینکه حق و حقوق انها هم پایمال می شود

3-      بین کارکنان تبیعیض قائل می شوند و از این جهت فرقی نمی کند که شخص ؛  رسمی یا پیمانکار باشد ... هر کسی که خارج از حلقه و باند ایشان است مورد غضب واقع می شود ( مثلا کارگران و استادکاران روز مزد و پیمانکار را با حربه خط زدن اضافه کار تنبیه می کند )

4-      ایشان برای تعیین کارانه؛  کاملا شخصی و سلیقه ای عمل می کند کارانه اینجانب با 25 سال سابقه کار و از یک کارگر زیر دیپلم که پایه حقوقی اش هم از من پائین تر است کمتر می باشد !

5-      مدتی است که ایشان  ؛ پسرشان را درظاهر بعنوان استادکار ولی در عمل بعنوان کارآموزی وارد کارگاه برق شده است . پرسش اینجاست که : مگر شرکت و واحدهای ان محل کاراموزی است ؟ !

6-      این آقا از همه امکانات شرکت در جهت منافع شخصی خودش استفاده می کند و عده ای را هم به همین دلیل اطراف خودش جمع کرده و بقیه افراد کارگاه به حال خود رها شده اند .

7-      روش معمول ایشان توهین و بد دهنی با کارگران و حتی کارمندان است . و بیشترش هم بخاطر این است که تحت تاثیر مواد افیونی است ... در صورتیکه ایشان بعنوان سرپرست کارگاه حق چنین رفتار توهین امیزی را با کارکنان ندارند .. کارکنانی که  بعضاً از نظر سواد و تحصیلات و حتی سابقه کاری از این آقا بالا تر هستند ...

با توجه به اینکه ایشان نه توانایی فنی برای اداره کارگاه تعمیرات را دارد  و نه حتی صلاحیت اخلاقی ... پرسش اینجاست که مبنای انتخاب این آقا بعنوان سرپرست کارگاه تعمیرات چه بوده است . آیا در این شرکتی که صدهها نفر افراد تحصیل کرده و با تجربه وجود دارند که توان و انرژی اشان هرز می رود قحط الرجال است که این آقا باید سالها سرپرست کارگاه باشد ؟! ظاهراً رئیس سرویس های تعمیراتی از ایشان حمایت  سفت و سخت  می کند ... حالا چه منافعی پشت این قضیه است باید بررسی شود وگرنه این چه اصراری است که شخصی که از کارآیی لازم  برخودار نیست  به سمتی گمارده شود که حتی توانایی انجام کارهای روزمره اش را هم ندارد .

 

 

 

 

 

   + مد توک - ٤:٢٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٤ بهمن ،۱۳٩۳

پل چهار راه پتروشیمی همچنان ناکارآمد :

پل چهار راه پتروشیمی همچنان ناکارآمد :

مشخصات :  نوع پل از نوع فلزی با عرش معلق، طول پل 240 متر و عرض آن 10.4 متر است.برای ساخت آن بیش از ۴٠٠ تن میلگرد و ۵ هزار مترمکعب بتون  استفاده شده است و با یکسال تاخیر به بهره برداری رسیده است

در سال 1387  مبلغ  4 میلیارد تومن برای این پل هزینه شده است .

تقاطع مسیر پتروشیمی با جاده ماهشهر – سربندر مشکلی بود که با راه اندازی پتروشیمی ایران – ژاپن و به تبع ان پتروشیمی های عدیده ای که در منطقه ویژه ساخته شدند حس می شد ولی متاسفانه اولین پلی که بر روی این گذرگاه زده شد بعلت باریکی نتوانست مشکل ترافیک را حل کند و تجمع خودروها برای بالا رفتن از این پل باریک هر روز مشاهده می شد مدتها طول کشید نا پل دیگری با همان مشخصات در کنار این پل اول زده شده و بعد از احداث این پل بازهم هم همان ترافیک و تجمع ماشین ها را هر روز صبح مشاهده می کنیم !

کما اینکه همین امروز صبح صف یک کیلومتر از ماشین هایی که از ماهشهر می آیند و باید دور بزنند و از روی پل بالا بروند مشاهده شده که جای بسی تاسف است که هر روز این همه وقت و انرژی و بنزین و گازوئیل در این ترافیک های بی مورد تلف شود ... ضمن اینکه این پل را  بصورت شمالی جنوبی احداث کردند در حالیکه باید اجازه وزارت راه را می گرفتند و پلی عریض و طولانی در مسیر غرب و به شرق و بر روی جاده ماهشهر و سربندر احداث می کردند ! یعنی مسیری که بیشترین تراقیک را دارد یا دست کم همین پل را عریض تر و طولانی تر می ساختند که باریکی و قوس زیاد فعلی را نداشته باشد ...

باذ این اوضاع هدف اصلی سازندگان پل که  جلوگیری از اتلاف وقت ناشی از تراکم ترافیکی، صرفه جویی در میزان مصرف سوخت، جلوگیری از خسارات جانی و مالی و ارتقای کیفیت راه بوده است برآورده نشده است .برای نگارنده جای بسی پرسش است که از شمال نا جنوب تهران را بزرگراهی به ان پهنی و پر هزینه ای می سازند ( بزرگراه یادگار ) که چه بشود ؟ فایده اش چیست ؟ بله  فایده اش این است که هموطنان تهرانی  از همه نقاط پایتخت براحتی  عصرهای پنحشنبه و شب جمعه بروند دره فرحزاد برای تفریح و خوشگذرانی ... !

بعد مسیری که محل دسترسی به دهها شرکت بزرگ پتروشیمی است و منبع ثروت اصلی و کسب در آمد مملکت است و هر روزه هزاران متخصص و تحصیل کرده و استاد کار با تجربه از این مسیر عبور می کنند اینگونه مورد بی توجهی قرار می گیرد ! واقعا این توزیع ثروت و امکانات در مملکت ما هیچ توجیه عقلی و اقتصادی ندارد . ..

بعد هم چه پلی ساخته اند بسیار پرهزینه و با قوس هایی که از بالا این پل را نگاه داشته اند واقعا این همه صرف هزینه برای این پل ناکارآمد چه توجیهی دارد ؟ این در حالی است که می شد از پلهای پیش ساخته از همان هایی که صدها و هزاران عددش در تهران نصب شده استفاده کرد که هم عریضد تر بودند هم سریع تر نصب می شدند ضمنا هزینه بسیار کمتری هم داشتند پلی که با مدتها تاخیر این پروژه در اوایل بهمن ماه 1388 به  بهره برداری رسیده است و الان در دیماه 93 کارآیی لازم را ندارد

..............شنبه 13 دیماه 1393 - ممکو

   + مد توک - ۳:٥٧ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳ دی ،۱۳٩۳
← صفحه بعد