موضوع : تعویق گرید شناور

بنام خدا

به : ریاست محترم اداره کار و روابط اجتماعی  

شرکت پتروشمی بندرامام

 

موضوع : تعویق گرید شناور

با سلام  :                                                                        31/01/1395

بدینوسیله  باستحضار جنابعالی می رسانم که بیش از دو سال است که  امور اداری شرکت  گرید شناور اینجانب را همچنان معلق نگه داشته است .

در صحبتی که با رئیس امور اداری  داشتم ایشان اظهار می دارند مشکل ندادن گرید بخاطر این است که شما کانکس واقع در شهرک  را تخلیه نکرده اید !

پرسش من از جنابعالی و بقیه مسئولینی که چنین تصمیم غیر منطقی و غیر قابل توجیهی را گرفته اند این است که گرید و رتبه شخصی افراد که بر اساس سابقه کاری و شایستگی های آن ها بر طبق مقررات داده می شود چه ربطی به مسئله سکونت و کانکس دارد ؟!  آیا اتخاذ چنین تصمیمی وجهه قانونی دارد ؟!

 ( مضاف بر اینکه اینجانب با وجود سابقه کاری طولانی  سالهاست که از داشتن مسکن مناسب محروم مانده ام و این خود اجحاف بزرگتری است که در حق من روا داشته اند و این در حالی است که دهها واحد مسکونی شرکتی در شهرک ممکو را بطور غیرقانونی و از طریق رابطه به افراد غیر شرکتی و کسانی که استحقاق گرفتن این واحدها را نداشته اند واگذار کرده اند !)

بنده طی چند سال  گذشته، چندین نامه برای مقامات مسئول  و از جمله مدیر عامل شرکت  خوارزمی فرستاده ام و از ایشان درخواست کرده ام که مسئله گرید را حل نمایند .  ولی با گذشت بیش از دو سال و حتی با وجود تاکیدی که رئیس واحد در این مورد  کرده اند  هیچ کاری در این زمینه صورت نگرفته است و متاسفانه  مشکلم همچنان لاینحل باقی مانده است .

مستدعی است از تصمیم گیرندگان پرسیده شود که موضوع رتبه شخصی و گرید چه ربطی به مسائل شخصی و بیرون از شرکت دارد و این چه  بی عدالتی و ظلمی است که در حق کارکنان روا می دارند ؟!

لذا تقاضا دارم مساعدت نموده و به امور اداری دستور دهید که موضوع گرید  مرا در اسرع وقت حل نمایند .

با سپاس

31 فروردین ماه 1395

 

   + مد توک - ۱:٠٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳٩٥

دقت در خرید لباس

 

رئیس ایمنی  شرکت

جناب آقای ح

احتراماً باستحضار می رسانم

لباسهایی که این بار توسط شرکت خوارزمی به کارکنان داده شده و هم چنین  لباسهای قبلی از نظر کیفیت و اندازه مشکلات زیادی دارند  و مرتب این وضعیت در حال تکرار است . در این میان هیچ توجهی به خواست و سلیقه کارکنان نمی شود . ضمن اینکه خریدهایی هم که انجام می گیرد بسیار نامناسب است لباسهایی خریداری می شود که نه از نظر جنس مرغوب هستند نه رنگ مناسبی دارند و  نه طرح و دوخت خوبی دارند !

و نمی دانم مقصر این وضعیت چه کسی است آیا باید  این را باید به حساب افرادی که مامور خرید این البسه هستند گذاشت  یا تصمیم گیرانی که بدون توجه به خواست کارکنان ؛ راه خودشان را می روند و این  راه و روش  درستی نیست ...

 مثلا :

این دو دست شلواری که بتازگی برای کارکنان در نظر گرفته شده است از نظر اندازه  متغیرند یعنی اندازه واقعی ْآنها با اندازه ای که بصورت برچسب کاغذی روی آنها زده شده است همخوانی ندارد و یا کوچکتر و یا بزرگتر  است و این مشکل  در مورد اغلب کارکنان هم کم و بیش وجود دارد .

 این در حالی است که نمونه هایی که قبلا برای اندازه گیری ارائه شده بود اندازه اشان مناسب بود .

ضمن اینکه ضخامت پارچه این شلوارها کلفت است و مناسب منطقه ماهشهر  که اغلب اوقات سال هوا گرم است نمی باشد

 متاسفانه مثل اینکه بین اندازه های نمونه های ارائه شده و شلوارهایی که در حال حاضر به کارکنان داده شده اختلاف اندازه وجود دارد

لذا پیشنهاد می شود که در دفعات بعدی  دقت بیشتری صورت گیرد و سفارش لباس به شرکت هایی داده شود که جنس مرغوب تر و دقیق تر با دوخت بهتری را ارائه می دهند 

 

16 فروردین ماه 1395

   + مد توک - ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٠ فروردین ،۱۳٩٥

مدیر غافل!

 

مدیر غافل!

الان سه هفته متوالی است که مدیر عامل اعلامیه می دهد که قرار است از واحدهای تابعه دیداری داشته باشد و جلسه پرسش و پاسخی را هم برگزار کند ولی هر بار به دلیلی این برنامه به تاخیر می افتد ...!

حقیقت این است که مدیر عامل باید مرتب به واحدها و ادارات نحت نظرش وقت و بی وقت سرکشی کند و از آن طرف هم در اتاقش به روی همه کارکنان باز باشد . اینکه یک روز در سال را بخواهد به این کار اختصاص دهد کار درستی نیست .

این ها تنها بخشی از وظائف یک مدیر است . ولی همین بخش اساسی هم وقتی انجام نشود مدیریت از فعالیت ها و وقایع واحدهای زیردستش بی خبر می ماند همانی که ما به شوخی آن به آن مدیر غافل می گوئیم . مدیری که از کارهایی که در حیطه کاری اش انجام می گیرد بی خبر است . چون در تماس مستقیم نیست و وقت نمی گذارد تا از وضعیت کارکنان و روند کارهایی که انجام می دهند اطلاعات کسب کند .

خب چنین مدیری چطور می خواهد امور محوله را اداره کند ؟! نداشتن اطلاعات باعث می شود که شخص مدیر نتواند تصمیم گیری های درستی را انجام دهد و از ان بدتر داشتن اطلاعات غلط است ... ( اطلاعاتی که گاه توسط خبرچین ها و بادمجان دور قاب چین ها به عرض مدیر می رسد !) این اطلاعات غلط باعث تصمیم گیری های غلط می شود .

همه این موارد باعث می شود که هر روز سبب نارضایتی بیشتری در بین کارکنان شود و  بالاخره روزی مدیر بخاطر این همه ندانم کاری به اصطلاح کله پا شود!

ضمن اینکه یکی از مهم ترین وظائف مدیران ، تصمیم گیری کردن در مواقع ضروری است . تصمیم هایی که گاه باید سربزنگاه گرفته شود و می تواند روند کارها را تغییر دهد .

بخصوص برای ما که در جامعه ای زندگی می کنیم که بطور مکرر وقایع و اتفاقات پیش بینی نشده ای رخ می دهد و طبیعی است که یک مدیر خوب  باید مدیر خود را برای روبرو شدن با این وقایع و تحولات غیر منتظره  آماده کند  . ضمن اینکه لازم است قدرت پیش بینی خوبی هم داشته باشد.

وگرنه در شرایط عادی و وقتی همه کارهای روی ریل است که مدیر بودن کار شاقی نیست . مثل اغلب مدیران ما که فقط در حد یک ماشین امضاء هستند .
یک مدیر خوب باید بطور مرتب خودش را مورد ارزیابی و سنجش قرار دهد . یکی از بهترین روش ها گرفتن بازخورد از زیر دستان است . قضاوت و نگرشی که دیگران در مورد شما دارند می تواند قابل اعتنا و توجه و تا حدودی راهگشا باشد چون شما خودتان مشکل وایرادی را که دارید نمی بینید . آینه ای لازم است و این آینه همان بازخوردی است که ارباب رجوع و کارکنان از خود بروز می دهند .

شناخت دقیق زیر دستان

باید عوامل و کارکنانی را که دارید بدرستی بشناسید . باید بتوانید توانایی های آنها را ارزیابی کنید . در این حالت است که می توانید از قدرت و کارآیی آنها استفاده کنید . مدیر باید فعال باشد موثر باشد بودن نبودنش با هم تفاوت داشته باشند نه اینکه خنثی باشد .

برخی از مدیران بقدری بی خاصیت هستند که گاهی نبودنشان بهتر از بودنشان است چون وقتی نیستند کارهای بهتر پیش می رود در واقع وجود آنها مانعی در راه پیشرفت شرکت است .

گاهی هم مدیرها بقدری بد اخلاق و بد قول و بیسواد و نالایق هستند که آدم دعا می کند کاش نباشند . چون مدیر خوب وجود ندارد . مدیر خوب یک مدیر مرده است مثل همان ضرب المثلی که بین آمریکایی ها وجود داشت و داستانش از این قرار است :

سالهای پیش سریالی از  تلویزیون ملی ایران پخش می شد بنام : « کاستر غرب »  Custer Of The West و داستان  فیلم هم  در رابطه با سرکوب سرخ پوستان آمریکایی توسط نظامی های آمریکایی بود .یک روز وفتی یک عده از سرخپوست ها تسلیم می شوند فرمانده نظامی آمریکایی ژنرال آرمسترانگ کاستر زیر قولش می زند و دستور قتل سرخپوست ها را صادر می کند ... و وقتی او را سرزنش می کنند که چرا چنین کاری را انجام داده است می گوید :

سرخپوست خوب یک سرخپوست مرده است !

 

 – 11 اسفندماه 1394 –  

   + مد توک - ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٢ اسفند ،۱۳٩٤

دسترسی به آقای مدیر عامل دشوار است

 

  

 باسلام

خواهشمند است موارد زیر را در جلسه ای که قرار است با مدیر عامل برگزار شود مطرح نمائید و تا پاسخ های مدیر عامل را بشنویم :

  

1- دسترسی به آقای مدیر عامل دشوار است . ایشان فقط یک روز در هفته وقت ملاقات دارند که آنهم یا در مرخصی هستند  یا مهمان دارند و بندرت می شود ایشان را پیدا کرد . در صورتیکه در دفتر مدیر عامل باید همیشه به روی ارباب رجوع باز باشد ... ولازم است که  پاسخگو باشند

2- بعد از مدتها که موفق به دیدن ایشان شدم . هیچکدام از درخواست هایی را که مطرح کرده بودم انجام ندادند .

3-  مثلا گرید شناور اینجانب مدتهاست که بعلت نامعلومی به تعویق افتاده است بعد ازملاقات با ایشان مشکل من بعد از مدتها هنوز حل نشده چون ایشان عملا کاری انجام دادند !

4- مدیر عامل لازم است که بطور مرتب به واحدهای تحت نظارتش سرکشی کند ولی ایشان اوایل یکی دوبار آمدند ولی این کار متوقف شد .

5- جای تاسف است که اوت لوک ایشان  مدتهاست که مسدود است و اگر بخواهیم نامه ای به دستشان بدهیم باید به دفترشان مراجعه کنیم پس این همه سیستم های الکترونیک و اتوماسیون برای چیست ؟  

6- بخش های خدماتی و فرهنگی خوارزمی به حال خود رها شده است بارها پیش نهادهایی در ارتباط با استفاده بهینه از هتل و رستوران های وسینما و استخر به ایشان داده ایم که اقدامی انجام نشده است و ایشان در نهایت این نامه ها را به افراد زیر دست حواله می کنند . آقای مدیر عامل این زیردستان شما اگر کار و وظیفه اشان را درست انجام می دادند نیازی نبود که به شما شکایت کنیم ؟!

7- در ملاقات حضوری ایشان فرمودند که از مسائل فرهنگی سر رشته ای ندارند . آیا این قابل قبول است ؟ کسی که مدیرعامل شرکت خوارزمی است که بخش مهمی از وظائف و پرسنل آن در بخش خدمات و مسائل فرهنگی است نباید با این امور بیگانه باشد.

8- واقعیت این  است که  وضعیت اداره شرکت بزرگ خوارزمی بسیار مطلوب و ضعیف است  و بنده بعنوان یکی از کارکنان خوارزمی ذره ای از عملکرد آقای اعتمادی رضایت ندارم .

9- در حال حاضر اغلب پرسنل خوارزمی به حال خود رها شده اند و از توان و تخصص آنها استفاده نمی شود  چرا مدیر عامل کاری برای آنها انجام نمی دهد. حتی اگر به فرض در شرکت خودمان هم کاری برای آنها نباید می توان از توانایی آنها در شرکت های دیگر و بصورت مامور استفاده کرد

10-                  ولی ماموریت های خارج از شرکت کارکنان خوارزمی هم بر اساس باند بازی است و قاعده و ضابطه ای ندارد

11-                  در مجموع عملکرد ایشان در همه زمینه ها  بسیار ضعیف است. و دهها و صدها مورد ایراد می توان به آن وارد کرد که اگر لازم بود با جزئیات آنها را به اطلاع شما می رسانم .

  البته آخرین لحظه اعلام کردند که جلسه مزبور به وقت دیگری موکول شده است !

 

   + مد توک - ۱:۱٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳ بهمن ،۱۳٩٤

کم کردن حقوق و تنبیه هایی از این قبیل ساده ترین کاری است

 

مدیر عامل محترم شرکت خوارزمی

 

به اطلاع جنابعالی می رسانم که ماه گذشته ( دیماه 1394 ) ملبغ 300 هزار تومن از حقوق اینجانب کسر کرده اند که بعد از پرس و جو معلوم شد بخاطر شرکت نکردن در کلاس اموزش بوده است انهم کلاسی که بنده هیچگونه اطلاعی از وجود آن نداشته ام چه رسد به زمان برگزاری اش ... !  چون کسانی که مسئول این کار بوده اند اطلاع رسانی نکرده اند.

سوال من این است که چرا بابت خطایی که دیگران انجام داده اند مرا باید مجازات کنند؟

ضمن اینکه حتی اگر شخصی هم به فرض مثال عامدانه بی توجهی کرده  و در این کلاس ها شرکت نکرده باشد  کم کردن این مبلغ از حقوق ناعادلانه است .

ضمن اینکه روش های بهتری هم  برای ترغیب کارکنان به شرکت در کلاس های آموزشی وجود دارد .

بهتر نبود که بجای تنبیه ؛ روش تشویق را در پیش می گرفتید و کسانی را که در کلاس ها شرکت می کردند تشویق می کردید ؟

کم کردن حقوق و تنبیه هایی از این قبیل  ساده ترین کاری است که می شود انجام داد! 

وانگهی هیچ تا بحال از مسئولین اموزش پرسیده اید که چرا باید روش آموزش آنها به گونه ای باشد که کارکنان را به ضرب و زور تهدید و کم کردن حقوق و ندادن گرید به کلاس های مختلف بفرستند ؟! و این خود بخوبی نشان می دهد که این کلاس ها جذابیت و کارآیی لازم را ندارند.

بهرحال پیشنهاد می کنم که در این زمینه یک تجدید نظر کلی بعمل اورید تا به افرادی مثل من که حتی داوطلبانه در خیلی از کلاس ها و سمینارها شرکت می کنند چنین اجحافی صورت نگیرد .

10 دیماه 1394

 

   + مد توک - ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٠ بهمن ،۱۳٩٤

ملبغ 307 هزار تومن از حقوق اینجانب کسر کرده اند

 

سرپرست محترم

 

به اطلاع جنابعالی می رسانم که ماه گذشته ( دیماه 1394 ) ملبغ 307 هزار تومن از حقوق اینجانب کسر کرده اند.  که بعد از پرس و جو معلوم شد بخاطر شرکت نکردن در کلاس اموزش بوده است انهم کلاسی که بنده هیچگونه اطلاعی از وجود آن نداشته ام چه رسد به زمان برگزاری اش ... !  و مقصر کسانی است که وظیفه اطلاع رسانی را داشته اند و کوتاهی کرده اند.  

از آنجائیکه که بنده هیچ تقصیری در این میان نداشته ام لذا تقاصا دارم دستور فرمائید مبلغ کسر شده را به حساب  اینجانب برگردانند .

 در غیر اینصورت به روابط کار شکایت خواهم کرد .

10 دیماه 1394

 

 

   + مد توک - ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٠ بهمن ،۱۳٩٤

کارکنان مدت موقت

 

از کرامات شیخ ما این است ... !

 

  • تعداد کارکنان مدت موقت در پتروشیمی بندرامام حدود 1045 نفر می باشد و تقریباً بیش از ·

40/000 نفر در کل صنایع نفت نیز در سیستم دولتی نیروی با نوع استخدامی مدت موقت وجود

دارد.

  • ·       با توجیهات مختلف و استفاده از راهکارهای قانونی مثل طبقه بندی و غیره افزایشاتی

در دو مرحله که هر مرحله حدود 20 درصد می باشد  اضافه حقوق انجام گرفت که این اقدام بیش از 25میلیارد تومان هزینه در پی داشته است !

 

اینها بخش های از توضیحات مدیر عامل است که در پاسخ به درخواست های این پرسنل مدت موقت داده شده است . خواسته هایی که انتهایی ندارد . همین ها موقعی که جزء نیروهای پیمانکار بودند همه خواسته اشان این بود که مدت موقت شوند و حالا که شده اند مرتب خواسته پشت خواسته را مطرح می کنند ...

در بحبوحه خصوصی سازی یک آدمی که خودش رو  نماینده امام زمان وخدمتگزار توده مردم معرفی می کرد و دور سرش هاله ای از نور بود اومد  و سنگی رو تو چاه انداخت که حالا هزارتا نخبه و عاقل عمرا بتونن اونو بیرون بیارن . این همه پرسنل رسمی کم بود 40 هزار نفر دیگه هم به اونا اضافه کرد اونم کسایی که استخدام اونا موازی کاری بود و نتیجه اش بیکار شدن نیروهای رسمی ...

واقعا کرامت ها داشت این بشر ...

   + مد توک - ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٤ دی ،۱۳٩٤

برو بیرون پفیوز ...

برو بیرون پفیوز ...

شعبه دوم حقوقی – کارمند اول

بهش گفتم این حکمی که برای من صادر شده کجاست که بدستم نرسیده و منو محکوم کردن که 13 میلیون پول بدم ...  کپی این حکمی رو که صادرکردین بهم بده ... با حالتی عصبانی گفت :  

-          بشین صدات رو بیار پائین داد نزن

ناچار یه گوشه  نشستم و چیزی نگفتم ... بعد از چند دقیقه دوباره با لحنی تند گفت :

-           برگه ات رو بده ببینم چی میگی داد می زنی ؟!  

رفت و نگاهی تو پرونده ها کرد و گفت :

به ما مربوط نمیشه برو دفتر شعبه دوم ... رفتم شعبه دوم - کارمند دوم

اون هم گفت به ما ربطی نداره  باید برگردی همون اجرای احکام ... !

چند بار منو مثه توپ فوتبال  پاس کاری کردن

آخرش برگشتم اجرای احکام پرسیدم  بالاخره من چکار کنم ؟

همون کارمند اولی با لحنی خیلی بد گفت :

-          به من ربطی نداره برو بیرون ...

-          درست حرف بزن ... وظیفه اته که جواب منو بدی

از روی صندلیش بلند شد و دستم رو گرفت که ببره بیرون ....

-          دستمو ول کن حق نداری سر من داد بزنی این چه طرز برخورده ؟!

شروع کرد به فحاشی و تهدید و توهین ....

-          برو بیرون اعصابمو خرد نکن الان می زنم تو گوش ات ها

-          بزن بینم چه جوری میزنی ؟! مثلا تو کارمند دادگستری هستی که باید مجری قانون باشه و جلوی بی قانونی رو بگیره ؟!

-          برو بیرون پفیوز ...

و چند فحش دیگه هم داد و توهین کرد و چند نفر اومدن میانجی کردن و زدم بیرون ...

 

و داشتم پیش خودم فکر می کردم که

همین دو هفته پیش  جدا از اون 12 میلیون 400 هزار تومن پول زور ...  فقط 640 هزار تومن بابت هزینه اجرای حکم به دادگاه دادم ....

تازه اول این ماه هم 790 هزار تومن بابت مالیات از حقوقم کم کردن ....

   + مد توک - ۱:۳٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٦ دی ،۱۳٩٤
← صفحه بعد